دارونامه

→ بازگشت به نتایج

مفلوکین هیدروکلراید

Mefloquine Hydrochloride
نسخه‌ای شفاهی RxCUI 835913 ترجمهٔ ماشینی
فهرست مطالب

نمای کلی

ماده موثره
مفلوکین هیدروکلراید
راه مصرف
شفاهی
تاریخ برچسب
2025-09-26

جعبه هشدار

هشدار مفلوکین ممکن است باعث ایجاد عوارض جانبی عصبی روانی شود که ممکن است پس از قطع مصرف مفلوکین ادامه یابد. مفلوکین نباید برای پیشگیری در بیماران مبتلا به اختلالات عمده روانپزشکی تجویز شود. در طول مصرف پیشگیرانه، در صورت بروز علائم روانپزشکی یا عصبی، دارو باید قطع شود و داروی جایگزین جایگزین شود (به هشدارها مراجعه کنید).

موارد مصرف

درمان عفونت‌های حاد مالاریا قرص‌های مفلوکین هیدروکلراید برای درمان مالاریا حاد خفیف تا متوسط ​​ناشی از سویه‌های P. falciparum حساس به مفلوکین (هر دو سویه‌های حساس و مقاوم به کلروکین) یا پلاسمودیوم ویواکس نشان داده می‌شوند. اطلاعات بالینی کافی برای ثبت اثر مفلوکین در مالاریا ناشی از P. ovale یا P. malariae وجود ندارد. توجه: بیماران مبتلا به مالاریا حاد P. vivax، تحت درمان با مفلوکین، در معرض خطر بالای عود هستند زیرا مفلوکین انگل های اگزواریتروسیتی (فاز کبدی) را از بین نمی برد. برای جلوگیری از عود، پس از درمان اولیه عفونت حاد با مفلوکین، بیماران باید متعاقباً با مشتقات 8 آمینوکینولین (مثلاً پریماکین) درمان شوند. پیشگیری از مالاریا قرص‌های مفلوکین هیدروکلراید برای پیشگیری از عفونت‌های مالاریا P. falciparum و P. vivax، از جمله پیشگیری از سویه‌های P. falciparum مقاوم به کلروکین، اندیکاسیون دارند.

دوز و روش مصرف

درمان مالاریا در بزرگسالان درمان مالاریا خفیف تا متوسط ​​در بزرگسالان ناشی از سویه‌های P. falciparum یا P. vivax حساس به مفلوکین: مقدار مصرف: پنج قرص (1250 میلی‌گرم) مفلوکین هیدروکلراید به صورت یک دوز خوراکی تجویز می‌شود. این دارو نباید با معده خالی مصرف شود و باید با حداقل 8 اونس (240 میلی لیتر) آب مصرف شود. اگر یک دوره درمان کامل با مفلوکین در عرض 48 تا 72 ساعت منجر به بهبودی نشد، مفلوکین نباید برای درمان مجدد استفاده شود. باید از یک درمان جایگزین استفاده کرد. به طور مشابه، اگر پیشگیری قبلی با مفلوکین ناموفق بود، مفلوکین نباید برای درمان درمانی استفاده شود (به موارد مصرف و موارد مصرف مراجعه کنید). توجه: بیماران مبتلا به P حاد. مالاریا ویواکس که با مفلوکین درمان می‌شود، در معرض خطر بالای عود است زیرا مفلوکین انگل‌های اگزواریتروسیتی (فاز کبدی) را از بین نمی‌برد. برای جلوگیری از عود پس از درمان اولیه عفونت حاد با مفلوکین، بیماران باید متعاقباً با مشتقات 8 آمینوکینولین (مثلاً پریماکین) درمان شوند. دوز پیشگیری از مالاریا در بزرگسالان: یک قرص 250 میلی گرم مفلوکین هیدروکلراید یک بار در هفته. تجویز پیشگیرانه دارو باید 1 هفته قبل از ورود به یک منطقه آندمیک شروع شود. دوزهای هفتگی بعدی باید به طور منظم و همیشه در همان روز هر هفته و ترجیحاً بعد از وعده غذایی اصلی مصرف شوند. برای کاهش خطر ابتلا به مالاریا پس از خروج از یک منطقه آندمیک، پیشگیری باید به مدت 4 هفته دیگر ادامه یابد تا از سرکوب سطوح خونی دارو هنگام خروج مروزوئیت ها از کبد اطمینان حاصل شود. قرص ها را نباید با معده خالی مصرف کرد و باید با حداقل 8 اونس (240 میلی لیتر) آب مصرف شود. در موارد خاص، به عنوان مثال، زمانی که یک مسافر داروی دیگری مصرف می کند، ممکن است برای اطمینان از اینکه ترکیب داروها به خوبی تحمل می شود، توصیه می شود که پروفیلاکسی را 2 تا 3 هفته قبل از حرکت شروع کنید (به احتیاط ها، تداخلات دارویی مراجعه کنید). هنگامی که پروفیلاکسی با مفلوکین با شکست مواجه شد، پزشکان باید به دقت ارزیابی کنند که کدام داروی ضد مالاریا برای درمان استفاده شود. درمان مالاریا در بیماران اطفال درمان مالاریا خفیف تا متوسط ​​در بیماران اطفال ناشی از سویه های P. falciparum حساس به مفلوکین: مقدار مصرف: 20 تا 25 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن. تقسیم کل دوز درمانی به 2 دوز با فاصله 6 تا 8 ساعت ممکن است بروز یا شدت عوارض جانبی را کاهش دهد. دوز اطفال نباید بیشتر از دوز بزرگسالان باشد. تجربه مصرف مفلوکین در کودکان با وزن کمتر از 20 کیلوگرم محدود است. دارو را نباید با معده خالی مصرف کرد و باید با آب فراوان مصرف شود. قرص ها ممکن است خرد شده و در مقدار کمی آب، شیر یا نوشیدنی دیگر برای مصرف در کودکان کوچک و سایر افرادی که قادر به بلع کامل آنها نیستند، معلق شوند. اگر دوره درمان کامل با مفلوکین در عرض 48 تا 72 ساعت منجر به بهبودی نشد، مفلوکین نباید برای درمان مجدد استفاده شود. باید از یک درمان جایگزین استفاده کرد. به طور مشابه، اگر پیشگیری قبلی با مفلوکین شکست خورده باشد، مفلوکین نباید برای درمان درمانی استفاده شود. در بیماران اطفال، تجویز مفلوکین برای درمان مالاریا با استفراغ زودرس همراه بوده است. در برخی موارد، استفراغ زودهنگام به عنوان علت احتمالی شکست درمان ذکر شده است (به موارد احتیاطی مراجعه کنید). در صورت مشاهده یا مشکوک شدن به کاهش قابل توجه محصول دارویی به دلیل استفراغ، دوز کامل دوم مفلوکین باید برای بیمارانی که کمتر از 30 دقیقه پس از دریافت دارو استفراغ می کنند، تجویز شود. اگر 30 تا 60 دقیقه پس از مصرف استفراغ رخ دهد، باید یک نصف دوز اضافی تجویز شود. اگر استفراغ عود کرد، بیمار باید به دقت تحت نظر باشد و اگر بهبودی در یک دوره زمانی معقول مشاهده نشد، درمان جایگزین مالاریا در نظر گرفته شود. ایمنی و اثربخشی مفلوکین برای درمان مالاریا در کودکان زیر 6 ماه ثابت نشده است. پیشگیری از مالاریا در بیماران اطفال دوز پیشگیرانه توصیه شده مفلوکین تقریباً 5 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن یک بار در هفته است. یک قرص 250 میلی گرم مفلوکین هیدروکلراید باید یک بار در هفته در کودکان با وزن بیش از 45 کیلوگرم مصرف شود. در بیماران اطفال با وزن کمتر از 45 کیلوگرم، دوز هفتگی به نسبت وزن بدن کاهش می یابد: 30 تا 45 کیلوگرم: 3/4 قرص 20 تا 30 کیلوگرم: 1/2 قرص تجربه استفاده از مفلوکین در کودکان با وزن کمتر از 20 کیلوگرم محدود است.

موارد منع مصرف

استفاده از قرص مفلوکین هیدروکلراید در بیمارانی که دارای حساسیت مفرط شناخته شده به مفلوکین یا ترکیبات مرتبط (مانند کینین و کینیدین) یا هر یک از مواد کمکی موجود در فرمولاسیون هستند، منع مصرف دارد. قرص مفلوکین هیدروکلراید نباید برای پیشگیری در بیماران مبتلا به افسردگی فعال، سابقه اخیر افسردگی، اختلال اضطراب فراگیر، روان پریشی، اسکیزوفرنی یا سایر اختلالات عمده روانپزشکی یا با سابقه تشنج تجویز شود.

هشدارها

در صورت وجود عفونت های تهدید کننده حیات، جدی یا شدید مالاریا ناشی از P. falciparum، بیماران باید با یک داروی ضد مالاریا داخل وریدی درمان شوند. پس از اتمام درمان وریدی، ممکن است مفلوکین برای تکمیل دوره درمان تجویز شود. طولانی شدن فاصله QTc و تداخلات دارویی هالوفانترین نباید با مفلوکین یا ظرف 15 هفته پس از آخرین دوز مفلوکین تجویز شود، زیرا خطر افزایش بالقوه کشنده فاصله QTc وجود دارد (به فارماکولوژی بالینی، فارماکوکینتیک، حذف مراجعه کنید). کتوکونازول نباید با مفلوکین یا در عرض 15 هفته از آخرین دوز مفلوکین تجویز شود، زیرا خطر افزایش بالقوه کشنده فاصله QTc وجود دارد. کتوکونازول غلظت پلاسمایی و نیمه عمر حذف مفلوکین را به دنبال مصرف همزمان افزایش می دهد (به فارماکولوژی بالینی، فارماکوکینتیک، حذف و اقدامات احتیاطی، تداخلات دارویی مراجعه کنید). مصرف همزمان مفلوکین و کینین یا کینیدین ممکن است باعث ایجاد ناهنجاری های الکتروکاردیوگرافی شود. عوارض جانبی روانپزشکی و عصبی مفلوکین ممکن است در بزرگسالان و کودکان عوارض جانبی عصبی-روانی ایجاد کند. تشخیص علائم عصبی و روانپزشکی در کودکان دشوار است. بنابراین، برای نظارت بر بروز این علائم، به ویژه در کودکان غیرکلامی، هوشیاری لازم است. عوارض جانبی روانپزشکی علائم روانپزشکی از اضطراب، پارانویا و افسردگی گرفته تا توهمات و رفتارهای روان پریشی می تواند با مصرف مفلوکین رخ دهد. علائم ممکن است در اوایل دوره مصرف مفلوکین رخ دهد. در برخی موارد، گزارش شده است که این علائم برای ماه ها یا سال ها پس از قطع مفلوکین ادامه دارند. مواردی از افکار خودکشی و خودکشی گزارش شده است. مفلوکین نباید برای پیشگیری در بیماران مبتلا به افسردگی فعال، اختلال اضطراب فراگیر، روان پریشی، یا اسکیزوفرنی یا سایر اختلالات عمده روانپزشکی تجویز شود. مفلوکین در بیمارانی که سابقه افسردگی قبلی دارند باید با احتیاط مصرف شود. در طول مصرف پیشگیرانه، بروز علائم روانپزشکی مانند اضطراب حاد، افسردگی، بی قراری یا سردرگمی خطر اختلالات روانی جدی تر یا واکنش های جانبی عصبی را نشان می دهد. در این موارد مصرف دارو باید قطع شود و داروی جایگزین جایگزین شود. عوارض جانبی عصبی علائم عصبی مانند سرگیجه یا سرگیجه، وزوز گوش و از دست دادن تعادل گزارش شده است. این عوارض جانبی ممکن است در اوایل دوره مصرف مفلوکین رخ دهند و در برخی موارد گزارش شده است که ماه ها یا سال ها پس از قطع مفلوکین ادامه می یابند. سرگیجه یا سرگیجه، وزوز گوش و از دست دادن تعادل در برخی موارد دائمی گزارش شده است. در طول مصرف پیشگیرانه، در صورت بروز علائم عصبی، دارو باید قطع شود و داروی جایگزین جایگزین شود. با توجه به فعالیت هایی که نیاز به هوشیاری و هماهنگی حرکتی ظریف دارند، مانند رانندگی، خلبانی هواپیما، کار با ماشین آلات و غواصی در اعماق دریا، باید احتیاط کرد. مفلوکین ممکن است خطر تشنج را در بیماران مبتلا به صرع افزایش دهد. بنابراین، دارو باید فقط برای درمان درمانی در چنین بیمارانی تجویز شود و تنها در صورتی که دلایل پزشکی قانع کننده ای برای استفاده از آن وجود داشته باشد (به موارد احتیاطی: تداخلات دارویی مراجعه کنید). مصرف همزمان مفلوکین و کینین یا کلروکین ممکن است خطر تشنج را افزایش دهد. اثرات چشمی اختلالات چشمی، از جمله، اما نه محدود به نوروپاتی بینایی و اختلالات شبکیه، در طول درمان با مفلوکین گزارش شده است. هر بیماری که با علائم بینایی مراجعه می کند باید به پزشک معالج و چشم پزشک ارجاع داده شود زیرا شرایط خاصی (مانند اختلالات شبکیه یا نوروپاتی بینایی) ممکن است نیاز به توقف درمان با مفلوکین داشته باشد (به احتیاط ها، سموم حیوانات مراجعه کنید).

احتیاط‌ها

واکنش های حساسیت مفرط واکنش های حساسیت مفرط با مصرف مفلوکین گزارش شده است. مصرف در بیماران مبتلا به نارسایی کبدی در بیماران مبتلا به اختلال عملکرد کبد، دفع مفلوکین ممکن است طولانی شود و منجر به سطوح پلاسمایی بالاتر و خطر بیشتر عوارض جانبی شود. مصرف طولانی مدت این دارو برای بیش از یک سال تجویز شده است. اگر قرار است دارو برای یک دوره طولانی تجویز شود، ارزیابی های دوره ای شامل تست های عملکرد کبد و ارزیابی اثرات عصبی روانی باید انجام شود (به هشدارها و واکنش های نامطلوب، پس از بازاریابی مراجعه کنید). معاینات دوره ای چشم پزشکی توصیه می شود (به هشدارها مراجعه کنید). اثرات قلبی مطالعات تزریقی در حیوانات نشان می‌دهد که مفلوکین، یک داروی مضعف میوکارد، 20 درصد از اثر ضد فیبریلاتوری کینیدین را دارد و 50 درصد از افزایش فاصله PR گزارش شده با کینین را ایجاد می‌کند. اثر مفلوکین بر سیستم قلبی عروقی آسیب دیده ارزیابی نشده است. با این حال، تغییرات گذرا و بالینی خاموش ECG در طول استفاده از مفلوکین گزارش شده است. تغییرات شامل برادی کاردی سینوسی، آریتمی سینوسی، بلوک AV درجه یک، طولانی شدن فاصله QTc و امواج T غیر طبیعی بود (همچنین به اثرات قلبی عروقی در بخش احتیاط ها، تداخلات دارویی و واکنش های نامطلوب مراجعه کنید). فواید درمان با مفلوکین باید با احتمال عوارض جانبی در بیماران مبتلا به بیماری قلبی سنجیده شود. مقاومت دارویی و مقاومت متقاطع الگوهای جغرافیایی مقاومت دارویی P. falciparum وجود دارد و انتخاب ترجیحی پیشگیری از مالاریا ممکن است از ناحیه ای به منطقه دیگر متفاوت باشد. به عنوان مثال، مقاومت P. فالسیپاروم به مفلوکین، عمدتاً در مناطق دارای مقاومت چند دارویی در جنوب شرقی آسیا گزارش شده است. مقاومت متقاطع بین مفلوکین و هالوفانترین و مقاومت متقاطع بین مفلوکین و کینین در برخی مناطق مشاهده شده است. آگرانولوسیتوز و آنمی آپلاستیک مواردی از آگرانولوسیتوز و کم خونی آپلاستیک گزارش شده است (به واکنش های نامطلوب مراجعه کنید). تست های آزمایشگاهی ارزیابی دوره ای عملکرد کبد باید در طول پروفیلاکسی طولانی مدت انجام شود. اطلاعات مربوط به راهنمای دارویی بیماران: طبق قانون، یک راهنمای دارویی قرص‌های مفلوکین هیدروکلراید هنگام تجویز مفلوکین به بیماران ارائه می‌شود. هنگام توزیع مفلوکین، یک کارت کیف پول اطلاعاتی نیز به بیماران ارائه می شود. باید به بیماران آموزش داده شود که هنگام دریافت مفلوکین، راهنمای دارویی را مطالعه کنند و هنگام مصرف مفلوکین، کارت کیف پول اطلاعات را با خود حمل کنند. متون کامل راهنمای دارویی و کارت کیف پول اطلاعاتی در انتهای این سند تجدید چاپ شده است. به بیماران باید توصیه شود: این که مالاریا می تواند یک عفونت تهدید کننده زندگی باشد که قرص مفلوکین هیدروکلراید برای کمک به پیشگیری یا درمان این عفونت جدی تجویز می شود. برخی از بیماران به دلیل عوارض جانبی از جمله سرگیجه یا سرگیجه و از دست دادن تعادل قادر به مصرف این دارو نیستند و ممکن است نیاز به تغییر دارو باشد. در برخی از بیماران گزارش شده است که این علائم ممکن است ماه ها یا سال ها پس از قطع دارو ادامه داشته باشد و در برخی موارد می تواند دائمی باشد. که ممکن است بی خوابی رخ دهد که در صورت استفاده به عنوان پیشگیری، اولین دوز قرص مفلوکین هیدروکلراید باید یک هفته قبل از رسیدن به یک منطقه آندمیک مصرف شود. اگر بیماران عوارض جانبی روانپزشکی مانند اضطراب حاد، افسردگی، بیقراری یا گیجی، یا افکار خودکشی را تجربه کنند، دارو باید قطع شود و داروی جایگزین جایگزین شود. هیچ رژیم شیمی‌پروفیلاکتیکی 100% مؤثر نیست و لباس‌های محافظ، دافع حشرات و توری‌های تخت از اجزای مهم پیشگیری از مالاریا هستند. برای هر گونه بیماری تب دار که پس از بازگشت از منطقه مالاریا رخ می دهد، به دنبال مراقبت های پزشکی باشند و به پزشک خود اطلاع دهند که ممکن است در معرض مالاریا قرار گرفته باشند. تداخلات دارویی تداخلات دارویی و دارویی با مفلوکین به تفصیل بررسی نشده است. یک گزارش از ایست قلبی ریوی، همراه با بهبودی کامل، در یک بیمار که از مسدودکننده بتا (پروپانولول) استفاده می‌کرد، وجود دارد (به احتیاط‌ها، اثرات قلبی مراجعه کنید). اثرات مفلوکین بر سیستم قلبی عروقی آسیب دیده ارزیابی نشده است. فواید درمان با مفلوکین باید با احتمال عوارض جانبی در بیماران مبتلا به بیماری قلبی سنجیده شود. هالوفانترین هالوفانترین نباید با مفلوکین یا ظرف 15 هفته پس از آخرین دوز مفلوکین تجویز شود، زیرا خطر افزایش بالقوه کشنده فاصله QTc وجود دارد (به هشدارها مراجعه کنید). سایر داروهای ضد مالاریا تجویز همزمان مفلوکین و سایر ترکیبات ضد مالاریا (مانند کینین، کینیدین و کلروکین) ممکن است باعث ایجاد ناهنجاری های الکتروکاردیوگرافی و افزایش خطر تشنج شود (به هشدارها مراجعه کنید). اگر قرار است از این داروها در درمان اولیه مالاریا شدید استفاده شود، تجویز مفلوکین باید حداقل 12 ساعت پس از آخرین دوز به تعویق بیفتد. طولانی شدن QTc قابل توجه بالینی با مفلوکین به تنهایی یافت نشده است. کتوکونازول (مهارکننده قوی CYP3A4) مصرف همزمان یک دوز خوراکی 500 میلی گرمی مفلوکین با 400 میلی گرم کتوکونازول یک بار در روز به مدت 10 روز در 8 داوطلب سالم منجر به افزایش میانگین Cmax و AUC مفلوکین به ترتیب 64% و افزایش 9% افزایش می یابد. مفلوکین از 322 ساعت تا 448 ساعت. کتوکونازول نباید با مفلوکین یا ظرف 15 هفته پس از آخرین دوز مفلوکین تجویز شود، زیرا خطر افزایش بالقوه کشنده فاصله QTc وجود دارد (به هشدارها مراجعه کنید). سایر داروهایی که فاصله QTc را طولانی می کنند مصرف همزمان سایر داروهای شناخته شده برای تغییر رسانایی قلبی (مانند داروهای مسدودکننده بین آریتمی یا بتا آدرنرژیک، مسدود کننده های کانال کلسیم، آنتی هیستامین ها یا عوامل مسدودکننده H1، ضد افسردگی های سه حلقه ای و فنوتیازین ها نیز ممکن است در افزایش طول عمر QTc نقش داشته باشند). هیچ داده ای وجود ندارد که به طور قطعی نشان دهد که آیا تجویز همزمان مفلوکین و داروهای ذکر شده در بالا بر عملکرد قلب تأثیر دارد یا خیر. داروهای ضد تشنج در بیمارانی که از داروهای ضد تشنج استفاده می کنند (مانند والپروئیک اسید، کاربامازپین، فنوباربیتال یا فنی توئین)، مصرف همزمان مفلوکین ممکن است با کاهش سطح پلاسمایی داروی ضد تشنج، کنترل تشنج را کاهش دهد. بنابراین، بیمارانی که همزمان از داروهای ضد تشنج و مفلوکین استفاده می کنند، باید سطح خونی داروهای ضد تشنج خود را کنترل کرده و دوز را به طور مناسب تنظیم کنند (به موارد احتیاطی مراجعه کنید). واکسن ها هنگامی که مفلوکین همزمان با واکسن های زنده حصبه خوراکی مصرف می شود، تضعیف ایمن سازی را نمی توان رد کرد. بنابراین، واکسیناسیون با باکتری های زنده ضعیف شده باید حداقل 3 روز قبل از اولین دوز قرص مفلوکین هیدروکلراید تکمیل شود. ریفامپین (القاء کننده قوی CYP3A4) مصرف همزمان یک دوز خوراکی 500 میلی گرم مفلوکین و 600 میلی گرم ریفامپین یک بار در روز به مدت 7 روز در 7 داوطلب سالم تایلندی منجر به کاهش میانگین Cmax و AUC مفلوکین به ترتیب 19% و 68% کاهش elimfe شد. مفلوکین از 305 ساعت تا 113 ساعت. در بیمارانی که مفلوکین مصرف می کنند، ریفامپین باید با احتیاط مصرف شود. مهارکننده ها و القا کننده های CYP3A4 مفلوکین سیستم آنزیمی CYP 450 را مهار یا القا نمی کند. بنابراین، انتظار نمی رود که مصرف همزمان قرص مفلوکین هیدروکلراید و سوبستراهای سیستم آنزیمی CYP 450 منجر به تداخل دارویی شود. با این حال، مفلوکین توسط CYP3A4 متابولیزه می‌شود و مهارکننده‌های CYP3A4 ممکن است فارماکوکینتیک/متابولیسم مفلوکین را تغییر دهند که منجر به افزایش غلظت پلاسمایی مفلوکین و خطر بالقوه عوارض جانبی می‌شود. بنابراین، قرص‌های مفلوکین هیدروکلراید باید با احتیاط مصرف شوند که همزمان با مهارکننده‌های CYP3A4 تجویز شوند. به طور مشابه، القاکننده‌های CYP3A4 ممکن است فارماکوکینتیک/متابولیسم مفلوکین را تغییر دهند که منجر به کاهش غلظت پلاسمایی مفلوکین و کاهش بالقوه اثربخشی قرص‌های مفلوکین هیدروکلراید شود. بنابراین، قرص‌های مفلوکین هیدروکلراید نیز باید با احتیاط مصرف شوند، در صورت مصرف همزمان با القاکننده‌های CYP3A4. سوبستراها و مهارکننده های P-glycoprotein در شرایط آزمایشگاهی نشان داده شده است که مفلوکین یک سوبسترا و یک مهار کننده P-glycoprotein است. بنابراین، تداخلات دارو-دارو همچنین می تواند با داروهایی که سوبسترا هستند یا به عنوان تغییر بیان این ناقل شناخته می شوند، رخ دهد. ارتباط بالینی این تداخلات تا به امروز مشخص نیست. سایر تداخلات بالقوه هیچ تداخل دارویی دیگری شناخته نشده است. با این وجود، اثرات مفلوکین بر مسافرانی که داروهای همزمان دریافت می کنند، به ویژه بیماران دیابتی یا بیمارانی که از داروهای ضد انعقاد استفاده می کنند، باید قبل از حرکت بررسی شود. در کارآزمایی‌های بالینی، تجویز همزمان سولفادوکسین و پیریمتامین، مشخصات واکنش‌های جانبی مفلوکین را تغییر نداد. سرطان‌زایی، جهش‌زایی، اختلال در باروری سرطان‌زایی: پتانسیل سرطان‌زایی مفلوکین در موش‌ها و موش‌ها در مطالعات تغذیه‌ای 2 ساله با دوزهای حداکثر 30 میلی‌گرم بر کیلوگرم در روز مورد مطالعه قرار گرفت. هیچ افزایش مرتبط با درمان در هر نوع تومور مشاهده نشد. جهش زایی: پتانسیل جهش زایی مفلوکین در انواع سیستم های سنجش از جمله: تست ایمز، یک سنجش با واسطه میزبان در موش، تست های نوسان و یک سنجش میکرونوکلئوس موش. چندین مورد از این سنجش ها با و بدون فعال سازی متابولیک قبلی انجام شد. در هیچ موردی شواهدی مبنی بر جهش زایی مفلوکین به دست نیامد. اختلال در باروری: مطالعات باروری در موش‌های صحرایی در دوزهای 5، 20 و 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم در روز مفلوکین اثرات نامطلوبی بر باروری در نر در دوز بالای 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم در روز و در ماده‌ها در دوزهای 20 و 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم در روز نشان داده است. ضایعات هیستوپاتولوژیک در اپیدیدیمیدهای موش صحرایی نر با دوزهای 20 و 50 میلی گرم بر کیلوگرم در روز مشاهده شد. تجویز 250 میلی‌گرم در هفته مفلوکین (پایه) در مردان بالغ به مدت 22 هفته هیچ گونه اثر مخربی را بر روی اسپرم انسان نشان نداد. اثرات تراتوژنیک بارداری رده B بارداری داده های حاصل از مطالعات منتشر شده در زنان باردار افزایشی در خطر اثرات تراتوژنیک یا پیامدهای نامطلوب بارداری به دنبال درمان با مفلوکین یا پیشگیری در دوران بارداری نشان نداده است. مطالعات تولید مثل در موش‌ها، موش‌ها و خرگوش‌ها اثرات تراتوژنیک را در دوزهای مشابه با دوز درمان حاد بالینی در انسان نشان داده‌اند. از آنجایی که مطالعات روی انسان نمی تواند احتمال آسیب را رد کند، مفلوکین باید در دوران بارداری فقط در صورت نیاز واضح استفاده شود. داده‌های منتشر شده در مورد مصرف مفلوکین در دوران بارداری شامل کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده، کارآزمایی‌های مداخله‌ای، مطالعات کوهورت آینده‌نگر و گذشته‌نگر و سری موارد است. این داده‌ها نشان داد که زنان بارداری که مفلوکین را در دوزهای مختلف برای پیشگیری و درمان مالاریا مصرف می‌کردند، در مقایسه با میزان پس‌زمینه در جمعیت عمومی، خطر افزایش اثرات تراتوژنیک یا پیامدهای نامطلوب بارداری را نداشتند. این داده ها شامل بیش از 700 مواجهه با مفلوکین در سه ماهه اول بارداری و بیش از 2000 مواجهه در سه ماهه دوم و سوم بارداری است. مفلوکین تجویز شده به موش‌های باردار، موش‌ها و خرگوش‌ها در دوزهای مشابه با دوز درمان حاد بالینی 21 تا 25 میلی‌گرم بر کیلوگرم، بر اساس مقایسه‌های سطح بدن، تراتوژن بود. در هر سه گونه حیوانی، اثرات CNS (به عنوان مثال، اگزانسفالی، هیدروسفالی یا تا حدی از دست رفته بصل النخاع) و ناهنجاری های جمجمه و صورت مشاهده شد. در همان دوزها، مفلوکین در موش و خرگوش نیز جنینی سمی بود. همه این یافته ها در دوزهایی که برای مادر سمی بودند مشاهده شد. مادران شیرده مفلوکین به مقدار کم در شیر انسان دفع می شود که فعالیت آن ناشناخته است. بر اساس یک مطالعه روی چند نفر، غلظت‌های پایین (3 تا 4 درصد) مفلوکین به دنبال دوز معادل 250 میلی‌گرم از پایه آزاد در شیر انسان دفع شد. هنگام تجویز برای یک زن شیرده باید احتیاط کرد. استفاده در کودکان استفاده از مفلوکین برای درمان P حاد و بدون عارضه. مالاریا فالسیپاروم در بیماران اطفال با شواهدی از مطالعات کافی و به خوبی کنترل شده در مورد مفلوکین در بزرگسالان با داده های اضافی از کارآزمایی های برچسب باز منتشر شده و مقایسه ای با استفاده از مفلوکین برای درمان مالاریا ناشی از P. falciparum در بیماران کمتر از 16 سال پشتیبانی می شود. ایمنی و اثربخشی مفلوکین برای درمان مالاریا در کودکان زیر 6 ماه ثابت نشده است. در چندین مطالعه، تجویز مفلوکین برای درمان مالاریا با استفراغ زودرس در بیماران اطفال مرتبط بود. استفراغ زودرس در برخی گزارش ها به عنوان علت احتمالی شکست درمان ذکر شده است. اگر دوز دوم تحمل نشود، بیمار باید به دقت تحت نظر باشد و اگر بهبودی در یک دوره زمانی معقول مشاهده نشد، درمان جایگزین مالاریا در نظر گرفته شود (به هشدارها و دوز و تجویز مراجعه کنید). استفاده از سالمندان مطالعات بالینی مفلوکین شامل تعداد کافی از افراد 65 ساله و بالاتر برای تعیین اینکه آیا آنها متفاوت از افراد جوانتر پاسخ می دهند یا خیر، را شامل نشد. سایر تجربیات بالینی گزارش شده، تفاوت‌هایی را در پاسخ‌ها بین بیماران مسن و جوان‌تر شناسایی نکرده‌اند. از آنجایی که ناهنجاری های الکتروکاردیوگرافی در افراد تحت درمان با مفلوکین مشاهده شده است (به موارد احتیاطی مراجعه کنید) و بیماری قلبی زمینه ای در افراد مسن شایع تر از بیماران جوان است، فواید درمان با مفلوکین باید با احتمال اثرات نامطلوب قلبی در بیماران مسن سنجیده شود.

تداخلات دارویی

Drug-drug interactions with mefloquine have not been explored in detail. There is one report of cardiopulmonary arrest, with full recovery, in a patient who was taking a beta blocker (propranolol) (see PRECAUTIONS, Cardiac Effects ). The effects of mefloquine on the compromised cardiovascular system have not been evaluated. The benefits of mefloquine therapy should be weighed against the possibility of adverse effects in patients with cardiac disease. Halofantrine Halofantrine should not be administered with mefloquine or within 15 weeks of the last dose of mefloquine due to the risk of a potentially fatal prolongation of the QTc interval (see WARNINGS ). Other Antimalarial Drugs Concomitant administration of mefloquine and other related antimalarial compounds (e.g., quinine, quinidine and chloroquine) may produce electrocardiographic abnormalities and increase the risk of convulsions (see WARNINGS ). If these drugs are to be used in the initial treatment of severe malaria, mefloquine administration should be delayed at least 12 hours after the last dose. Clinically significant QTc prolongation has not been found with mefloquine alone. Ketoconazole (Potent Inhibitor of CYP3A4) Coadministration of a single 500 mg oral dose of mefloquine with 400 mg of ketoconazole once daily for 10 days in 8 healthy volunteers resulted in an increase in the mean C max and AUC of mefloquine by 64% and 79%, respectively, and an increase in the mean elimination half-life of mefloquine from 322 hours to 448 hours. Ketoconazole should not be administered with mefloquine or within 15 weeks of the last dose of mefloquine due to the risk of a potentially fatal prolongation of the QTc interval (see WARNINGS ). Other Drugs that Prolong the QTc Interval Coadministration of other drugs known to alter cardiac conduction (e.g., anti-arrhythmic or beta-adrenergic blocking agents, calcium channel blockers, antihistamines or H 1 -blocking agents, tricyclic antidepressants and phenothiazines) might also contribute to a prolongation of the QTc interval. There are no data that conclusively establish whether the concomitant administration of mefloquine and the above listed agents has an effect on cardiac function. Anticonvulsants In patients taking an anticonvulsant (e.g., valproic acid, carbamazepine, phenobarbital or phenytoin), the concomitant use of mefloquine may reduce seizure control by lowering the plasma levels of the anticonvulsant. Therefore, patients concurrently taking anti-seizure medication and mefloquine should have the blood level of their anti-seizure medication monitored and the dosage adjusted appropriately (see PRECAUTIONS ). Vaccines When mefloquine is taken concurrently with oral live typhoid vaccines, attenuation of immunization cannot be excluded. Vaccinations with attenuated live bacteria should therefore be completed at least 3 days before the first dose of mefloquine hydrochloride tablets. Rifampin (Potent Inducer of CYP3A4) Coadministration of a single 500 mg oral dose of mefloquine and 600 mg of rifampin once daily for 7 days in 7 healthy Thai volunteers resulted in a decrease in the mean C max and AUC of mefloquine by 19% and 68%, respectively, and a decrease in the mean elimination half-life of mefloquine from 305 hours to 113 hours. Rifampin should be used cautiously in patients taking mefloquine. Inhibitors and Inducers of CYP3A4 Mefloquine does not inhibit or induce the CYP 450 enzyme system. Thus, concomitant administration of mefloquine hydrochloride tablets and substrates of the CYP 450 enzyme system is not expected to result in a drug interaction. However, mefloquine is metabolized by CYP3A4 and inhibitors of CYP3A4 may modify the pharmacokinetics/metabolism of mefloquine, leading to an increase in mefloquine plasma concentrations and potential risk of adverse reactions. Therefore, mefloquine hydrochloride tablets should be used with caution when administered concomitantly with CYP3A4 inhibitors. Similarly, inducers of CYP3A4 may modify the pharmacokinetics/metabolism of mefloquine, leading to a decrease in mefloquine plasma concentrations and potential reduction in efficacy of mefloquine hydrochloride tablets. Therefore, mefloquine hydrochloride tablets should also be used with caution when administered concomitantly with CYP3A4 inducers. Substrates and Inhibitors of P-glycoprotein It has been shown in vitro that mefloquine is a substrate and an inhibitor of P-glycoprotein. Therefore, drug-drug interactions could also occur with drugs that are substrates or are known to modify the expression of this transporter. The clinical relevance of these interactions is not known to date. Other Potential Interactions No other drug interactions are known. Nevertheless, the effects of mefloquine on travelers receiving concomitant medications, particularly diabetics or patients using anticoagulants, should be checked before departure. In clinical trials, the concomitant administration of sulfadoxine and pyrimethamine did not alter the adverse reaction profile of mefloquine.

عوارض جانبی

Clinical At the doses used for treatment of acute malaria infections, the symptoms possibly attributable to drug administration cannot be distinguished from those symptoms usually attributable to the disease itself. Among subjects who received mefloquine for prophylaxis of malaria, the most frequently observed adverse experience was vomiting (3%). Dizziness, syncope, extrasystoles and other complaints affecting less than 1% were also reported. Two serious adverse reactions were cardiopulmonary arrest in one patient shortly after ingesting a single prophylactic dose of mefloquine while concomitantly using propranolol (see PRECAUTIONS, Drug Interactions ), and encephalopathy of unknown etiology during prophylactic mefloquine administration. The relationship of encephalopathy to drug administration could not be clearly established. Among subjects who received mefloquine for treatment, the most frequently observed adverse experiences included: dizziness, myalgia, nausea, fever, headache, vomiting, chills, diarrhea, skin rash, abdominal pain, fatigue, loss of appetite, and tinnitus. Those side effects occurring in less than 1% included bradycardia, hair loss, emotional problems, pruritus, asthenia, transient emotional disturbances and telogen effluvium (loss of resting hair). Seizures have also been reported. Laboratory The most frequently observed laboratory alterations which could be possibly attributable to drug administration were decreased hematocrit, transient elevation of transaminases, leukopenia and thrombocytopenia. These alterations were observed in patients with acute malaria who received treatment doses of the drug and were attributed to the disease itself. During prophylactic administration of mefloquine to indigenous populations in malaria-endemic areas, the following alterations in laboratory values were observed: transient elevation of transaminases, leukocytosis or thrombocytopenia. Because of the long half-life of mefloquine, adverse reactions to mefloquine may occur or persist up to several weeks after discontinuation of the drug. Postmarketing Postmarketing surveillance indicates that the same kind of adverse reactions are reported during prophylaxis, as well as acute treatment. Because these adverse reactions are reported voluntarily from a population of uncertain size, it is not always possible to reliably estimate their frequency or establish a causal relationship to mefloquine exposure. The most frequently reported adverse reactions are nausea, vomiting, loose stools or diarrhea, abdominal pain, dizziness or vertigo, loss of balance, and neuropsychiatric events such as headache, somnolence, and sleep disorders (insomnia, abnormal dreams). These adverse reactions may occur early in the course of mefloquine use. It has been reported that dizziness or vertigo, tinnitus and hearing impairment, and loss of balance may continue for months or years after discontinuation of the drug and may be permanent in some cases. More severe neuropsychiatric disorders have been reported such as: sensory and motor neuropathies (including paresthesia, tremor and ataxia), convulsions, agitation or restlessness, anxiety, depression, mood swings, panic attacks, memory impairment, confusion, hallucinations, aggression, psychotic or paranoid reactions and encephalopathy. Cases of suicidal ideation and suicide have been reported. Other less frequently reported adverse reactions include: Cardiovascular Disorders: circulatory disturbances (hypotension, hypertension, flushing, syncope), chest pain, tachycardia or palpitation, bradycardia, irregular heart rate, extrasystoles, A-V block, and other transient cardiac conduction alterations. Skin Disorders: rash, exanthema, erythema, urticaria, pruritus, edema, hair loss, erythema multiforme, and Stevens-Johnson syndrome. Musculoskeletal Disorders: muscle weakness, muscle cramps, myalgia, and arthralgia. Respiratory Disorders: dyspnea, pneumonitis of possible allergic etiology. Hepatobiliary Disorders: drug-related hepatic disorders from asymptomatic transient transaminase elevations to hepatic failure. Blood and Lymphatic System Disorders: agranulocytosis, aplastic anemia. Ocular Disorders: visual impairment, vision blurred, cataracts, retinal disorders, optic neuropathy. Other Symptoms: asthenia, malaise, fatigue, fever, hyperhidrosis, chills, dyspepsia and loss of appetite. To report SUSPECTED ADVERSE REACTIONS, contact Teva at 1-888-838-2872 or FDA at 1-800-FDA-1088 or www.fda.gov/medwatch.

مصرف بیش از حد

Symptoms and Signs In cases of overdosage with mefloquine, the symptoms mentioned under ADVERSE REACTIONS may be more pronounced. Treatment Patients should be managed by symptomatic and supportive care following mefloquine overdose. There are no specific antidotes. Monitor cardiac function (if possible by ECG) and neuropsychiatric status. Provide symptomatic and intensive supportive treatment as required.

مادران شیرده

Mefloquine is excreted in human milk in small amounts, the activity of which is unknown. Based on a study in a few subjects, low concentrations (3% to 4%) of mefloquine were excreted in human milk following a dose equivalent to 250 mg of the free base. Caution should be exercised when administered to a nursing woman.

مصرف در کودکان

Use of mefloquine to treat acute, uncomplicated P. falciparum malaria in pediatric patients is supported by evidence from adequate and well-controlled studies of mefloquine in adults with additional data from published open-label and comparative trials using mefloquine to treat malaria caused by P. falciparum in patients younger than 16 years of age. The safety and effectiveness of mefloquine for the treatment of malaria in pediatric patients below the age of 6 months have not been established. In several studies, the administration of mefloquine for the treatment of malaria was associated with early vomiting in pediatric patients. Early vomiting was cited in some reports as a possible cause of treatment failure. If a second dose is not tolerated, the patient should be monitored closely and alternative malaria treatment considered if improvement is not observed within a reasonable period of time (see WARNINGS and DOSAGE AND ADMINISTRATION ).

مصرف در سالمندان

Clinical studies of mefloquine did not include sufficient numbers of subjects aged 65 and older to determine whether they respond differently from younger subjects. Other reported clinical experience has not identified differences in responses between the elderly and younger patients. Since electrocardiographic abnormalities have been observed in individuals treated with mefloquine (see PRECAUTIONS ) and underlying cardiac disease is more prevalent in elderly than in younger patients, the benefits of mefloquine therapy should be weighed against the possibility of adverse cardiac effects in elderly patients.

توضیحات

Mefloquine hydrochloride tablets, USP are an antimalarial agent available as 250 mg tablets of mefloquine hydrochloride (equivalent to 228 mg of the free base) for oral administration. Mefloquine hydrochloride, USP is a 4-quinolinemethanol derivative with the specific chemical name of (R*, S*)-(±)-α-2-piperidinyl-2,8-bis (trifluoromethyl)-4-quinolinemethanol hydrochloride. It is a 2-aryl substituted chemical structural analog of quinine. The drug is a white to almost white crystalline compound, slightly soluble in water. The structural formula is as follows: C 17 H 16 F 6 N 2 O.HCl M.W.: 414.78 The inactive ingredients are colloidal silicon dioxide, corn starch, crospovidone, lactose monohydrate, magnesium stearate, microcrystalline cellulose, pregelatinized starch, poloxamer and talc. FDA approved dissolution test specifications differ from USP. 1

فارماکولوژی بالینی

Pharmacokinetics Absorption: The absolute oral bioavailability of mefloquine has not been determined since an intravenous formulation is not available. The bioavailability of the tablet formation compared with an oral solution was over 85%. The presence of food significantly enhances the rate and extent of absorption, leading to about a 40% increase in bioavailability. In healthy volunteers, plasma concentrations peak 6 to 24 hours (median, about 17 hours) after a single dose of mefloquine. In a similar group of volunteers, maximum plasma concentrations in mcg/L are roughly equivalent to the dose in milligrams (for example, a single 1000 mg dose produces a maximum concentration of about 1000 mcg/L). In healthy volunteers, a dose of 250 mg once weekly produces maximum steady-state plasma concentrations of 1000 to 2000 mcg/L, which are reached after 7 to 10 weeks. Distribution: In healthy adults, the apparent volume of distribution is approximately 20 L/kg, indicating extensive tissue distribution. Mefloquine may accumulate in parasitized erythrocytes. Experiments conducted in vitro with human blood using concentrations between 50 and 1000 mg/mL showed a relatively constant erythrocyte-to-plasma concentration ratio of about 2 to 1. The equilibrium reached in less than 30 minutes was found to be reversible. Protein binding is about 98%. Mefloquine crosses the placenta. Excretion into breast milk appears to be minimal (see PRECAUTIONS, Nursing Mothers ). Metabolism: Mefloquine is extensively metabolized in the liver by the cytochrome P450 system. In vitro and in vivo studies strongly suggested that CYP3A4 is the major isoform involved. Two metabolites of mefloquine have been identified in humans. The main metabolite, 2,8- bis -trifluoromethyl-4-quinoline carboxylic acid, is inactive in Plasmodium falciparum. In a study in healthy volunteers, the carboxylic acid metabolite appeared in plasma 2 to 4 hours after a single oral dose. Maximum plasma concentrations of the metabolite, which were about 50% higher than those of mefloquine, were reached after 2 weeks. Thereafter, plasma levels of the main metabolite and mefloquine declined at a similar rate. The area under the plasma concentration-time curve (AUC) of the main metabolite was 3 to 5 times larger than that of the parent drug. The other metabolite, an alcohol, was present in minute quantities only. Elimination: In several studies in healthy adults, the mean elimination half-life of mefloquine varied between 2 and 4 weeks, with an average of about 3 weeks. Total clearance, which is essentially hepatic, is in the order of 30 mL/min. There is evidence that mefloquine is excreted mainly in the bile and feces. In volunteers, urinary excretion of unchanged mefloquine and its main metabolite under steady-state condition accounted for about 9% and 4% of the dose, respectively. Concentrations of other metabolites could not be measured in the urine. Pharmacokinetics in Special Clinical Situations: Children and the Elderly: No relevant age-related changes have been observed in the pharmacokinetics of mefloquine. Therefore, the dosage for children has been extrapolated from the recommended adult dose. No pharmacokinetic studies have been performed in patients with renal insufficiency since only a small proportion of the drug is eliminated renally. Mefloquine and its main metabolite are not appreciably removed by hemodialysis. No special chemoprophylactic dosage adjustments are indicated for dialysis patients to achieve concentrations in plasma similar to those in healthy persons. Although clearance of mefloquine may increase in late pregnancy, in general, pregnancy has no clinically relevant effect on the pharmacokinetics of mefloquine. The pharmacokinetics of mefloquine may be altered in acute malaria. Pharmacokinetic differences have been observed between various ethnic populations. In practice, however, these are of minor importance compared with host immune status and sensitivity of the parasite. During long-term prophylaxis (>2 years), the trough concentrations and the elimination half-life of mefloquine were similar to those obtained in the same population after 6 months of drug use, which is when they reached steady-state. In vitro and in vivo studies showed no hemolysis associated with glucose-6-phosphate dehydrogenase deficiency (see ANIMAL TOXICOLOGY ). Microbiology Mechanism of Action: Mefloquine is an antimalarial agent which acts as a blood schizonticide. Its exact mechanism of action is not known. Activity In Vitro and In Vivo: Mefloquine is active against the erythrocytic stages of Plasmodium species (see INDICATIONS AND USAGE ). However, the drug has no effect against the exoerythrocytic (hepatic) stages of the parasite. Mefloquine is effective against malaria parasites resistant to chloroquine (see INDICATIONS AND USAGE ). Drug Resistance: Strains of P. falciparum with decreased susceptibility to mefloquine can be selected in vitro or in vivo. Resistance of P. falciparum to mefloquine has been reported in areas of multi-drug resistance in South East Asia. Increased incidences of resistance have also been reported in other parts of the world. Cross-Resistance: Cross-resistance between mefloquine and halofantrine and cross-resistance between mefloquine and quinine have been observed in some regions.

سرطان‌زایی، جهش‌زایی و باروری

, Mutagenesis, Impairment of Fertility Carcinogenesis: The carcinogenic potential of mefloquine was studied in rats and mice in 2-year feeding studies at doses of up to 30 mg/kg/day. No treatment-related increases in tumors of any type were noted. Mutagenesis: The mutagenic potential of mefloquine was studied in a variety of assay systems including: Ames test, a host-mediated assay in mice, fluctuation tests and a mouse micronucleus assay. Several of these assays were performed with and without prior metabolic activation. In no instance was evidence obtained for the mutagenicity of mefloquine. Impairment of Fertility: Fertility studies in rats at doses of 5, 20, and 50 mg/kg/day of mefloquine have demonstrated adverse effects on fertility in the male at the high dose of 50 mg/kg/day, and in the female at doses of 20 and 50 mg/kg/day. Histopathological lesions were noted in the epididymides from male rats at doses of 20 and 50 mg/kg/day. Administration of 250 mg/week of mefloquine (base) in adult males for 22 weeks failed to reveal any deleterious effects on human spermatozoa.

اطلاعات برای بیماران

Medication Guide: As required by law, a mefloquine hydrochloride tablets Medication Guide is supplied to patients when mefloquine is dispensed. An information wallet card is also supplied to patients when mefloquine is dispensed. Patients should be instructed to read the Medication Guide when mefloquine is received and to carry the information wallet card with them when they are taking mefloquine. The complete texts of the Medication Guide and information wallet card are reprinted at the end of this document. Patients should be advised: that malaria can be a life-threatening infection that mefloquine hydrochloride tablets are being prescribed to help prevent or treat this serious infection; that some patients are unable to take this medication because of side effects, including dizziness or vertigo and loss of balance, and it may be necessary to change medications. In some patients it has been reported that these symptoms may continue for months or years after discontinuation of the drug and can be permanent in some cases; that insomnia may occur that when used as prophylaxis, the first dose of mefloquine hydrochloride tablets should be taken one week prior to arrival in an endemic area; that if the patients experience psychiatric adverse reactions such as acute anxiety, depression, restlessness or confusion, or suicidal ideation, the drug should be discontinued and an alternative medication should be substituted; that no chemoprophylactic regimen is 100% effective, and protective clothing, insect repellents, and bed nets are important components of malaria prophylaxis; to seek medical attention for any febrile illness that occurs after return from a malaria area and to inform their physician that they may have been exposed to malaria.