دارونامه

→ بازگشت به نتایج

سرترالین

Sertraline
نسخه‌ای شفاهی RxCUI 312938 ترجمهٔ ماشینی
فهرست مطالب

نمای کلی

ماده موثره
سرترالین هیدروکلراید
راه مصرف
شفاهی
تاریخ برچسب
2022-10-01

جعبه هشدار

خودکشی و داروهای ضد افسردگی داروهای ضد افسردگی در مقایسه با دارونما خطر تفکر و رفتار خودکشی (خودکشی) را در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان جوان در مطالعات کوتاه مدت اختلال افسردگی اساسی (MDD) و سایر اختلالات روانپزشکی افزایش دادند. هرکسی که مصرف سرترالین یا هر داروی ضد افسردگی دیگری را در یک کودک، نوجوان یا بزرگسال در نظر دارد، باید این خطر را با نیاز بالینی متعادل کند. مطالعات کوتاه مدت افزایش خطر خودکشی با داروهای ضد افسردگی را در مقایسه با دارونما در بزرگسالان بالای 24 سال نشان نداد. کاهش خطر مصرف داروهای ضد افسردگی در مقایسه با دارونما در بزرگسالان 65 سال و بالاتر وجود داشت. افسردگی و برخی دیگر از اختلالات روانپزشکی خود با افزایش خطر خودکشی مرتبط هستند. بیماران در تمام سنینی که شروع به درمان ضد افسردگی می کنند باید به طور مناسب تحت نظر باشند و از نظر بدتر شدن بالینی، خودکشی یا تغییرات غیرعادی در رفتار به دقت تحت نظر باشند. خانواده ها و مراقبان باید در مورد نیاز به نظارت دقیق و ارتباط با تجویز کننده آگاه شوند. سرترالین برای استفاده در بیماران اطفال به جز بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری جبری (OCD) تایید نشده است. (به هشدارها مراجعه کنید: بدتر شدن بالینی و خطر خودکشی، اقدامات احتیاطی: اطلاعات برای بیماران، و اقدامات احتیاطی: استفاده در کودکان)

موارد مصرف

اختلال افسردگی اساسی قرص سرترالین USP برای درمان اختلال افسردگی اساسی در بزرگسالان اندیکاسیون دارد. اثربخشی قرص سرترالین USP در درمان یک دوره افسردگی اساسی در کارآزمایی‌های کنترل‌شده شش تا هشت هفته‌ای بر روی بیماران سرپایی بزرگسالان که تشخیص‌های آن‌ها بیشترین تطابق را با دسته DSM-III اختلال افسردگی اساسی داشت ثابت شد (به کارآزمایی‌های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). یک دوره افسردگی اساسی حاکی از یک خلق افسرده یا ناخوشایند برجسته و نسبتاً مداوم است که معمولاً با عملکرد روزانه (تقریباً هر روز به مدت حداقل 2 هفته) تداخل دارد. حداقل باید شامل 4 مورد از 8 علامت زیر باشد: تغییر در اشتها، تغییر در خواب، تحریک یا عقب ماندگی روانی حرکتی، از دست دادن علاقه به فعالیت های معمول یا کاهش میل جنسی، افزایش خستگی، احساس گناه یا بی ارزشی، کاهش تفکر یا اختلال در تمرکز، و اقدام به خودکشی یا افکار خودکشی. اثر ضد افسردگی قرص سرترالین USP در بیماران افسرده بستری در بیمارستان به اندازه کافی مورد مطالعه قرار نگرفته است. اثربخشی قرص سرترالین USP در حفظ پاسخ ضد افسردگی تا 44 هفته پس از 8 هفته درمان حاد برچسب باز (در مجموع 52 هفته) در یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما نشان داده شد. سودمندی دارو در بیمارانی که قرص سرترالین USP را برای دوره های طولانی دریافت می کنند باید به طور دوره ای مجدداً ارزیابی شود (به کارآزمایی های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). اختلال وسواس اجباری قرص سرترالین USP برای درمان وسواس و اجبار در بیماران مبتلا به اختلال وسواس اجباری (OCD)، همانطور که در DSM-III-R تعریف شده است، نشان داده شده است. به عنوان مثال، وسواس یا اجبار باعث ناراحتی قابل توجهی می شود، زمان بر است، یا به طور قابل توجهی با عملکرد اجتماعی یا شغلی تداخل می کند. اثربخشی قرص‌های سرترالین USP در کارآزمایی‌های 12 هفته‌ای با بیماران سرپایی وسواسی جبری با تشخیص اختلال وسواس فکری اجباری مطابق با معیارهای DSM-III یا DSM-III-R مشخص شد (به کارآزمایی‌های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). اختلال وسواس فکری اجباری با ایده ها، افکار، تکانه ها یا تصاویر (وسواس) مکرر و مداوم مشخص می شود که رفتارهای خود دیستونیک و/یا تکراری، هدفمند و عمدی (اجبار) است که توسط فرد به عنوان بیش از حد یا غیرمنطقی تشخیص داده می شود. اثربخشی قرص سرترالین USP در حفظ پاسخ، در بیماران مبتلا به OCD که در طول یک مرحله درمان 52 هفته ای در حین مصرف قرص سرترالین USP پاسخ دادند و سپس در طی یک دوره حداکثر 28 هفته ای عود کردند، در یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما نشان داده شد (به کارآزمایی های بالینی تحت CLINICALCOLOGYAR PHYARMA مراجعه کنید). با این وجود، پزشکی که تصمیم می گیرد از قرص سرترالین USP برای دوره های طولانی استفاده کند، باید به طور دوره ای سودمندی طولانی مدت دارو را برای هر بیمار مورد ارزیابی مجدد قرار دهد (به دوز و نحوه مصرف مراجعه کنید). اختلال پانیک قرص سرترالین USP برای درمان اختلال هراس در بزرگسالان، با یا بدون آگورافوبیا، همانطور که در DSM-IV تعریف شده است، نشان داده شده است. اختلال پانیک با وقوع حملات پانیک غیرمنتظره و نگرانی مرتبط با داشتن حملات اضافی، نگرانی در مورد پیامدها یا پیامدهای حملات و/یا تغییر قابل توجهی در رفتار مرتبط با حملات مشخص می شود. اثربخشی قرص های سرترالین USP در سه کارآزمایی 10 تا 12 هفته ای در بیماران مبتلا به اختلال پانیک بزرگسالان که تشخیص آنها با دسته اختلال هراس DSM-III-R مطابقت داشت ثابت شد (به کارآزمایی های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). اختلال پانیک (DSM-IV) با حملات پانیک غیرمنتظره مکرر مشخص می شود، به عنوان مثال، یک دوره مجزا از ترس یا ناراحتی شدید که در آن چهار (یا بیشتر) از علائم زیر به طور ناگهانی ایجاد می شوند و در عرض 10 دقیقه به اوج خود می رسند: (1) تپش قلب، تپش قلب، یا ضربان قلب تند. (2) عرق کردن؛ (3) لرزیدن یا لرزش. (4) احساس تنگی نفس یا خفگی؛ (5) احساس خفگی؛ (6) درد یا ناراحتی قفسه سینه؛ (7) حالت تهوع یا ناراحتی شکمی. (8) احساس سرگیجه، بی ثباتی، سبکی سر، یا غش. (9) واقع نشدن (احساس غیرواقعی بودن) یا مسخ شخصیت (از خود جدا شدن). (10) ترس از دست دادن کنترل؛ (11) ترس از مردن. (12) پارستزی (بی حسی یا سوزن سوزن شدن)؛ (13) لرز یا گرگرفتگی. اثربخشی قرص سرترالین USP در حفظ پاسخ، در بیماران بزرگسال مبتلا به اختلال پانیک که در طول یک مرحله درمان 52 هفته ای در حین مصرف قرص سرترالین USP پاسخ دادند و سپس در طی یک دوره حداکثر 28 هفته ای عود کردند، در یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما نشان داده شد (به کارآزمایی های بالینی تحت CLINICALOGY مراجعه کنید). با این وجود، پزشکی که تصمیم می گیرد از قرص سرترالین USP برای دوره های طولانی استفاده کند، باید به طور دوره ای سودمندی طولانی مدت دارو را برای هر بیمار مورد ارزیابی مجدد قرار دهد (به دوز و نحوه مصرف مراجعه کنید). اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) قرص سرترالین USP برای درمان اختلال استرس پس از سانحه در بزرگسالان اندیکاسیون دارد. اثربخشی قرص سرترالین USP در درمان PTSD در دو کارآزمایی 12 هفته‌ای کنترل شده با دارونما بر روی بیماران سرپایی بزرگسالان که تشخیص آن‌ها معیارهای دسته DSM-III-R PTSD را برآورده می‌کرد (به کارآزمایی‌های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید) ثابت شد. PTSD، همانطور که توسط DSM-III-R/IV تعریف شده است، مستلزم قرار گرفتن در معرض یک رویداد آسیب زا است که شامل مرگ واقعی یا تهدید شده یا آسیب جدی، یا تهدیدی برای تمامیت جسمانی خود یا دیگران، و پاسخی است که شامل ترس شدید، درماندگی یا وحشت است. علائمی که در نتیجه قرار گرفتن در معرض رویداد آسیب زا رخ می دهد شامل تجربه مجدد رویداد به شکل افکار مزاحم، بازگشت به گذشته یا رویاها و پریشانی روانی شدید و واکنش فیزیولوژیکی در مواجهه با نشانه های رویداد است. اجتناب از موقعیت‌هایی که یادآور رویداد آسیب‌زا است، ناتوانی در یادآوری جزئیات رویداد، و/یا بی‌حسی در پاسخگویی عمومی که به صورت کاهش علاقه به فعالیت‌های مهم، بیگانگی از دیگران، محدودیت دامنه عاطفه، یا احساس آینده‌ای کوتاه‌شده آشکار می‌شود. و علائم برانگیختگی خودمختار از جمله هوشیاری بیش از حد، واکنش مبالغه آمیز مبهوت کننده، اختلال خواب، اختلال در تمرکز، و تحریک پذیری یا طغیان خشم. تشخیص PTSD مستلزم آن است که علائم حداقل به مدت یک ماه وجود داشته باشد و باعث ناراحتی یا اختلال بالینی قابل توجه در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم شود. اثربخشی قرص سرترالین USP در حفظ پاسخ در بیماران بزرگسال مبتلا به PTSD تا 28 هفته پس از 24 هفته درمان با برچسب باز در یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما نشان داده شد. با این وجود، پزشکی که تصمیم می گیرد از قرص سرترالین USP برای دوره های طولانی استفاده کند، باید به طور دوره ای سودمندی طولانی مدت دارو را برای هر بیمار مورد ارزیابی مجدد قرار دهد (به دوز و نحوه مصرف مراجعه کنید). اختلال نارسایی پیش از قاعدگی (PMDD) قرص سرترالین USP برای درمان اختلال نارسایی پیش از قاعدگی (PMDD) در بزرگسالان نشان داده شده است. اثربخشی قرص سرترالین USP در درمان PMDD در 2 کارآزمایی کنترل شده با دارونما از زنان بزرگسال سرپایی تحت درمان برای 3 سیکل قاعدگی که معیارهای دسته DSM-III-R/IV PMDD را برآورده می کردند (به کارآزمایی های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید) ثابت شد. ویژگی های اساسی PMDD شامل خلق و خوی قابل توجه افسرده، اضطراب یا تنش، ناتوانی عاطفی و عصبانیت یا تحریک پذیری مداوم است. سایر ویژگی ها عبارتند از کاهش علاقه به فعالیت ها، مشکل در تمرکز، کمبود انرژی، تغییر در اشتها یا خواب، و احساس خارج از کنترل. علائم فیزیکی مرتبط با PMDD شامل حساسیت سینه، سردرد، درد مفاصل و عضلات، نفخ و افزایش وزن است. این علائم به طور منظم در مرحله لوتئال ظاهر می شوند و در عرض چند روز پس از شروع قاعدگی بهبود می یابند. این اختلال به طور قابل توجهی با کار یا مدرسه یا فعالیت های اجتماعی معمول و روابط با دیگران تداخل می کند. در تشخیص، باید مراقب بود که سایر اختلالات خلقی دوره ای که ممکن است با درمان با داروهای ضد افسردگی تشدید شوند، رد شوند. اثربخشی قرص سرترالین USP در استفاده طولانی مدت، یعنی برای بیش از 3 سیکل قاعدگی، به طور سیستماتیک در کارآزمایی های کنترل شده ارزیابی نشده است. بنابراین، پزشکی که تصمیم می گیرد از قرص های سرترالین USP برای دوره های طولانی استفاده کند، باید به طور دوره ای سودمندی طولانی مدت دارو را برای هر بیمار مورد ارزیابی مجدد قرار دهد (به دوز و نحوه مصرف مراجعه کنید). اختلال اضطراب اجتماعی قرص سرترالین USP برای درمان اختلال اضطراب اجتماعی، که به عنوان فوبیای اجتماعی در بزرگسالان نیز شناخته می شود، نشان داده شده است. اثربخشی قرص سرترالین USP در درمان اختلال اضطراب اجتماعی در دو کارآزمایی کنترل شده با دارونما روی بیماران سرپایی بزرگسالان با تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی که توسط معیارهای DSM-IV تعریف شده است (به کارآزمایی‌های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید) ثابت شد. اختلال اضطراب اجتماعی، همانطور که توسط DSM-IV تعریف شده است، با ترس مشخص و مداوم از موقعیت های اجتماعی یا عملکردی که شامل قرار گرفتن در معرض افراد ناآشنا یا بررسی احتمالی دیگران و با ترس از رفتار تحقیرآمیز یا شرم آور است مشخص می شود. قرار گرفتن در معرض موقعیت اجتماعی ترسناک تقریباً همیشه باعث ایجاد اضطراب می شود و از موقعیت های اجتماعی یا عملکرد ترسناک اجتناب می شود یا در غیر این صورت با اضطراب یا پریشانی شدید تحمل می شود. علاوه بر این، بیماران تشخیص می‌دهند که ترس بیش از حد یا غیرمنطقی است و اجتناب و اضطراب پیش‌بینی از موقعیت ترسناک با اختلال عملکردی یا پریشانی مشخص همراه است. اثربخشی قرص سرترالین USP در حفظ پاسخ در بیماران بزرگسال مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تا 24 هفته پس از 20 هفته درمان با قرص سرترالین USP در یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما نشان داده شد. پزشکانی که قرص سرترالین USP را برای دوره های طولانی تجویز می کنند باید به طور دوره ای سودمندی طولانی مدت دارو را برای هر بیمار مورد ارزیابی مجدد قرار دهند (به کارآزمایی های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید).

دوز و روش مصرف

دوز اولیه درمان برای بزرگسالان اختلال افسردگی اساسی و اختلال وسواس اجباری: درمان سرترالین باید با دوز 50 میلی گرم یک بار در روز تجویز شود. اختلال هراس، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال اضطراب اجتماعی: درمان سرترالین باید با دوز 25 میلی گرم یک بار در روز شروع شود. پس از یک هفته، دوز باید به 50 میلی گرم یک بار در روز افزایش یابد. در حالی که رابطه ای بین دوز و اثر برای اختلال افسردگی اساسی، OCD، اختلال هراس، PTSD یا اختلال اضطراب اجتماعی ایجاد نشده است، بیماران در محدوده 50 تا 200 میلی گرم در روز در کارآزمایی های بالینی که اثربخشی سرترالین را برای درمان این نشانه ها نشان می دهد، دوز دریافت کردند. در نتیجه، دوز 50 میلی گرم، یک بار در روز، به عنوان دوز اولیه درمانی توصیه می شود. بیمارانی که به دوز 50 میلی گرم پاسخ نمی دهند ممکن است از افزایش دوز تا حداکثر 200 میلی گرم در روز سود ببرند. با توجه به نیمه عمر حذف 24 ساعته سرترالین، تغییرات دوز نباید در فواصل کمتر از 1 هفته رخ دهد. اختلال ناخوشی پیش‌قاعدگی: بسته به ارزیابی پزشک، درمان با سرترالین باید با دوز 50 میلی گرم در روز، یا در طول چرخه قاعدگی روزانه یا محدود به فاز لوتئال چرخه قاعدگی آغاز شود. در حالی که رابطه بین دوز و اثر برای PMDD ثابت نشده است، بیماران در محدوده 50 تا 150 میلی گرم در روز با افزایش دوز در شروع هر سیکل قاعدگی جدید دوز مصرف می کردند (به کارآزمایی های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). بیمارانی که به دوز 50 میلی گرم در روز پاسخ نمی دهند ممکن است از افزایش دوز (با افزایش 50 میلی گرم در چرخه قاعدگی) تا 150 میلی گرم در روز در طول دوره قاعدگی یا 100 میلی گرم در روز در هنگام دوز در فاز لوتئال چرخه قاعدگی سود ببرند. اگر دوز 100 میلی گرم در روز با دوز فاز لوتئال ایجاد شده باشد، باید از مرحله تیتراسیون 50 میلی گرم در روز به مدت سه روز در ابتدای هر دوره دوز فاز لوتئال استفاده شود. سرترالین باید یک بار در روز، صبح یا عصر تجویز شود. میزان مصرف برای کودکان (کودکان و نوجوانان) اختلال وسواس فکری اجباری: درمان سرترالین باید با دوز 25 میلی گرم یک بار در روز در کودکان (6 تا 12 سال) و با دوز 50 میلی گرم یک بار در روز در نوجوانان (سنین 13 تا 17) شروع شود. در حالی که رابطه بین دوز و اثر برای OCD ثابت نشده است، بیماران در محدوده 25 تا 200 میلی گرم در روز در آزمایشات بالینی که اثربخشی سرترالین را برای بیماران اطفال (6 تا 17 سال) مبتلا به OCD نشان می دهد، دوز دریافت کردند. بیمارانی که به دوز اولیه 25 یا 50 میلی گرم در روز پاسخ نمی دهند، ممکن است از افزایش دوز تا حداکثر 200 میلی گرم در روز بهره مند شوند. برای کودکان مبتلا به OCD، وزن بدن آنها به طور کلی در مقایسه با بزرگسالان باید در افزایش دوز در نظر گرفته شود تا از دوز اضافی جلوگیری شود. با توجه به نیمه عمر حذف 24 ساعته سرترالین، تغییرات دوز نباید در فواصل کمتر از 1 هفته رخ دهد. سرترالین باید یک بار در روز، صبح یا عصر تجویز شود. نگهداری/ادامه/درمان طولانی‌مدت اختلال افسردگی اساسی عموماً پذیرفته شده است که دوره‌های حاد اختلال افسردگی اساسی به چندین ماه یا بیشتر درمان دارویی پایدار فراتر از پاسخ به دوره حاد نیاز دارند. ارزیابی سیستماتیک سرترالین نشان داده است که اثر ضد افسردگی آن تا 44 هفته پس از 8 هفته درمان اولیه با دوز 50 تا 200 میلی گرم در روز (متوسط ​​دوز 70 میلی گرم در روز) حفظ می شود (به کارآزمایی های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). مشخص نیست که آیا دوز سرترالین مورد نیاز برای درمان نگهدارنده با دوز مورد نیاز برای رسیدن به پاسخ اولیه یکسان است یا خیر. بیماران باید به صورت دوره ای مجدداً ارزیابی شوند تا نیاز به درمان نگهدارنده مشخص شود. اختلال استرس پس از سانحه عموماً پذیرفته شده است که PTSD به چندین ماه یا بیشتر درمان دارویی پایدار فراتر از پاسخ به درمان اولیه نیاز دارد. ارزیابی سیستماتیک سرترالین نشان داده است که اثربخشی آن در PTSD برای دوره‌های حداکثر 28 هفته پس از 24 هفته درمان با دوز 50 تا 200 میلی‌گرم در روز حفظ می‌شود (به کارآزمایی‌های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). مشخص نیست که آیا دوز سرترالین مورد نیاز برای درمان نگهدارنده با دوز مورد نیاز برای رسیدن به پاسخ اولیه یکسان است یا خیر. بیماران باید به صورت دوره ای مجدداً ارزیابی شوند تا نیاز به درمان نگهدارنده مشخص شود. اختلال اضطراب اجتماعی اختلال اضطراب اجتماعی یک وضعیت مزمن است که ممکن است نیاز به چندین ماه یا بیشتر درمان دارویی پایدار فراتر از پاسخ به درمان اولیه داشته باشد. ارزیابی سیستماتیک سرترالین نشان داده است که اثربخشی آن در اختلال اضطراب اجتماعی تا 24 هفته پس از 20 هفته درمان با دوز 50 تا 200 میلی گرم در روز حفظ می شود (به کارآزمایی های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). تنظیم دوز باید انجام شود تا بیماران در کمترین دوز مؤثر باقی بمانند و بیماران باید به طور دوره ای مجدداً ارزیابی شوند تا نیاز به درمان طولانی مدت مشخص شود. اختلال وسواس اجباری و اختلال هراس عموماً پذیرفته شده است که OCD و اختلال پانیک به چندین ماه یا بیشتر درمان دارویی پایدار فراتر از پاسخ به درمان اولیه نیاز دارند. ارزیابی سیستماتیک ادامه سرترالین برای دوره‌های تا 28 هفته در بیماران مبتلا به OCD و اختلال پانیک که در طول مراحل اولیه درمان 24 تا 52 هفته‌ای درمان با سرترالین در محدوده دوز 50 تا 200 میلی‌گرم در روز پاسخ داده‌اند، مزایای این درمان نگهدارنده را نشان داده است (به کارآزمایی‌های بالینی تحت PHARLOIC PHMALOIC مراجعه کنید). مشخص نیست که آیا دوز سرترالین مورد نیاز برای درمان نگهدارنده با دوز مورد نیاز برای رسیدن به پاسخ اولیه یکسان است یا خیر. با این وجود، بیماران باید به طور دوره ای مجدداً ارزیابی شوند تا نیاز به درمان نگهدارنده مشخص شود. اختلال دیسفوریک قبل از قاعدگی اثربخشی سرترالین در استفاده طولانی مدت، یعنی برای بیش از 3 سیکل قاعدگی، به طور سیستماتیک در کارآزمایی های کنترل شده ارزیابی نشده است. با این حال، از آنجایی که زنان معمولاً گزارش می‌دهند که علائم با افزایش سن بدتر می‌شوند تا زمانی که با شروع یائسگی برطرف شوند، منطقی است که بیمار پاسخ‌دهنده را ادامه دهد. تنظیم دوز، که ممکن است شامل تغییرات بین رژیم های دوز باشد (به عنوان مثال، روزانه در طول چرخه قاعدگی در مقایسه با مرحله لوتئال چرخه قاعدگی)، ممکن است برای حفظ بیمار در کمترین دوز موثر مورد نیاز باشد و بیماران باید به طور دوره ای مجدداً ارزیابی شوند تا نیاز به ادامه درمان مشخص شود. تعویض بیمار به یا از یک مهارکننده مونوآمین اکسیداز (MAOI) که برای درمان اختلالات روانپزشکی در نظر گرفته شده است، حداقل باید 14 روز بین قطع MAOI که برای درمان اختلالات روانپزشکی در نظر گرفته شده است و شروع درمان با سرترالین فاصله داشته باشد. برعکس، حداقل 14 روز پس از قطع سرترالین باید قبل از شروع MAOI که برای درمان اختلالات روانپزشکی است، مهلت داشته باشد (به موارد منع مصرف مراجعه کنید). استفاده از سرترالین با سایر MAOIها مانند Linezolid یا Methylene Blue در بیمارانی که تحت درمان با لینزولید یا متیلن بلو داخل وریدی هستند سرترالین را شروع نکنید زیرا خطر ابتلا به سندرم سروتونین افزایش می یابد. در بیماری که نیاز به درمان فوری تری برای یک بیماری روانپزشکی دارد، مداخلات دیگر، از جمله بستری شدن در بیمارستان، باید در نظر گرفته شود (به موارد منع مصرف مراجعه کنید). در برخی موارد، بیماری که قبلاً درمان سرترالین را دریافت کرده است ممکن است نیاز به درمان فوری با لینزولید یا متیلن بلو داخل وریدی داشته باشد. اگر جایگزین های قابل قبولی برای لینزولید یا درمان وریدی متیلن بلو در دسترس نباشد و مزایای بالقوه درمان لینزولید یا متیلن بلو وریدی بیش از خطرات سندرم سروتونین در یک بیمار خاص ارزیابی شود، سرترالین باید به سرعت قطع شود و می توان لینزولید یا متیلن بلو وریدی را تجویز کرد. بیمار باید به مدت 2 هفته یا تا 24 ساعت پس از آخرین دوز لینزولید یا متیلن بلو وریدی از نظر علائم سندرم سروتونین تحت نظر باشد. درمان با قرص سرترالین ممکن است 24 ساعت پس از آخرین دوز لینزولید یا متیلن بلو وریدی از سر گرفته شود (به هشدارها مراجعه کنید). خطر تجویز متیلن بلو از راه های غیر وریدی (مانند قرص های خوراکی یا تزریق موضعی) یا در دوزهای داخل وریدی بسیار کمتر از mg/kg 1 با سرترالین مشخص نیست. با این وجود، پزشک باید از احتمال بروز علائم سندرم سروتونین با چنین استفاده ای آگاه باشد (به هشدارها مراجعه کنید). دوز جمعیتی ویژه برای بیماران نارسایی کبدی استفاده از سرترالین در بیماران مبتلا به بیماری کبدی باید با احتیاط انجام شود. اثرات سرترالین در بیماران مبتلا به نارسایی کبدی متوسط ​​و شدید مطالعه نشده است. اگر سرترالین در بیماران مبتلا به نارسایی کبدی تجویز می شود، باید از دوز کمتر یا کمتر استفاده شود (به فارماکولوژی بالینی و اقدامات احتیاطی مراجعه کنید). درمان زنان باردار در طول سه ماهه سوم نوزادانی که در اواخر سه ماهه سوم در معرض سرترالین و سایر SSRI ها یا SNRI ها قرار گرفته اند، دچار عوارضی شده اند که نیاز به بستری طولانی مدت در بیمارستان، حمایت تنفسی و تغذیه لوله ای دارند (به نکات احتیاطی مراجعه کنید). هنگام درمان زنان باردار با سرترالین در طول سه ماهه سوم، پزشک باید به دقت خطرات و مزایای بالقوه درمان را در نظر بگیرد. قطع درمان با سرترالین علائم مرتبط با قطع سرترالین و سایر SSRI ها و SNRI ها گزارش شده است (به احتیاط ها مراجعه کنید). هنگام قطع درمان، بیماران باید از نظر این علائم تحت نظر باشند. کاهش تدریجی دوز به جای قطع ناگهانی در صورت امکان توصیه می شود. اگر علائم غیرقابل تحمل به دنبال کاهش دوز یا پس از قطع درمان رخ دهد، ممکن است از سرگیری دوز قبلی استفاده شود. پس از آن، پزشک ممکن است به کاهش دوز ادامه دهد اما با سرعت تدریجی تر.

موارد منع مصرف

همه اشکال دارویی سرترالین استفاده از MAOIهایی که برای درمان اختلالات روانپزشکی با سرترالین یا ظرف 14 روز پس از قطع درمان با سرترالین در نظر گرفته شده اند، به دلیل افزایش خطر ابتلا به سندرم سروتونین منع مصرف دارد. استفاده از سرترالین ظرف 14 روز پس از قطع MAOI که برای درمان اختلالات روانپزشکی در نظر گرفته شده است نیز منع مصرف دارد (به هشدارها و دوز و تجویز مراجعه کنید). شروع سرترالین در بیمار تحت درمان با MAOI مانند لینزولید یا متیلن بلو داخل وریدی نیز به دلیل افزایش خطر ابتلا به سندرم سروتونین منع مصرف دارد (به هشدارها و دوز و نحوه مصرف مراجعه کنید). مصرف همزمان در بیمارانی که پیموزاید مصرف می کنند منع مصرف دارد (به نکات احتیاطی مراجعه کنید). قرص سرترالین در بیماران مبتلا به حساسیت مفرط به سرترالین یا هر یک از مواد غیرفعال در قرص سرترالین منع مصرف دارد.

هشدارها

بدتر شدن بالینی و خطر خودکشی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی (MDD)، اعم از بزرگسالان و کودکان، ممکن است بدتر شدن افسردگی خود و/یا ظهور افکار و رفتار خودکشی (خودکشی) یا تغییرات غیرعادی در رفتار را تجربه کنند، خواه از داروهای ضد افسردگی استفاده کنند یا نه، و این خطر ممکن است تا زمانی که بهبودی قابل توجهی رخ ندهد، ادامه یابد. خودکشی یک خطر شناخته شده افسردگی و برخی دیگر از اختلالات روانپزشکی است و این اختلالات خود قوی ترین پیش بینی کننده خودکشی هستند. با این حال، نگرانی طولانی مدتی وجود داشته است که داروهای ضد افسردگی ممکن است در القای بدتر شدن افسردگی و ظهور خودکشی در برخی از بیماران در مراحل اولیه درمان نقش داشته باشند. تجزیه و تحلیل‌های تلفیقی از کارآزمایی‌های کوتاه‌مدت کنترل‌شده با دارونما داروهای ضد افسردگی (SSRIs و سایرین) نشان داد که این داروها خطر تفکر و رفتار خودکشی (خودکشی) را در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان جوان (18 تا 24 سال) مبتلا به اختلال افسردگی اساسی (MDD) و سایر اختلالات روان‌پزشکی افزایش می‌دهند. مطالعات کوتاه مدت افزایش خطر خودکشی با داروهای ضد افسردگی را در مقایسه با دارونما در بزرگسالان بالای 24 سال نشان نداد. کاهش مصرف داروهای ضد افسردگی در مقایسه با دارونما در بزرگسالان 65 سال و بالاتر مشاهده شد. تجزیه و تحلیل های تلفیقی از کارآزمایی های کنترل شده با دارونما در کودکان و نوجوانان مبتلا به MDD، اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) یا سایر اختلالات روانپزشکی شامل 24 کارآزمایی کوتاه مدت از 9 داروی ضد افسردگی در بیش از 4400 بیمار بود. تجزیه و تحلیل های تلفیقی از کارآزمایی های کنترل شده با دارونما در بزرگسالان مبتلا به MDD یا سایر اختلالات روانپزشکی شامل 295 کارآزمایی کوتاه مدت (مدت زمان متوسط ​​2 ماه) از 11 داروی ضد افسردگی در بیش از 77000 بیمار بود. تنوع قابل توجهی در خطر خودکشی در بین داروها وجود داشت، اما تقریباً برای همه داروهای مورد مطالعه تمایل به افزایش در بیماران جوان‌تر وجود داشت. تفاوت در خطر مطلق خودکشی در نشانه های مختلف وجود داشت که بیشترین میزان بروز در MDD بود. تفاوت خطر (دارو در مقابل دارونما)، با این حال، در طبقات سنی و در بین نشانه ها نسبتاً پایدار بود. این تفاوت های خطر (تفاوت دارو و دارونما در تعداد موارد خودکشی در هر 1000 بیمار درمان شده) در جدول 1 ارائه شده است. جدول 1 تفاوت محدوده سنی دارو و دارونما در تعداد موارد خودکشی در هر 1000 بیمار تحت درمان در مقایسه با دارونما افزایش می یابد <18 14 مورد اضافی 18 تا 24 5 مورد اضافی کاهش در مقایسه با دارونما 25 تا 64. آزمایشات در کارآزمایی‌های بزرگسالان، خودکشی‌هایی وجود داشت، اما این تعداد برای رسیدن به نتیجه‌ای در مورد تأثیر دارو بر خودکشی کافی نبود. ناشناخته است که آیا خطر خودکشی به مصرف طولانی‌مدت، یعنی بیش از چندین ماه گسترش می‌یابد یا خیر. با این حال، شواهد قابل توجهی از کارآزمایی های نگهدارنده کنترل شده با دارونما در بزرگسالان مبتلا به افسردگی وجود دارد که نشان می دهد استفاده از داروهای ضد افسردگی می تواند عود افسردگی را به تاخیر بیندازد. همه بیماران تحت درمان با داروهای ضد افسردگی برای هر نشانه ای باید به طور مناسب تحت نظر قرار گیرند و از نظر بدتر شدن بالینی، خودکشی، و تغییرات غیرعادی در رفتار، به ویژه در طول چند ماه اولیه دوره درمان دارویی، یا در زمان هایی که تغییر دوز، افزایش یا کاهش می یابد، از نزدیک تحت نظر قرار گیرند. علائم زیر، اضطراب، بی قراری، حملات پانیک، بی خوابی، تحریک پذیری، پرخاشگری خصمانه، تکانشگری، آکاتیزیا (بی قراری روانی حرکتی)، هیپومانیا و شیدایی، در بیماران بزرگسال و کودکانی که با داروهای ضد افسردگی برای اختلال افسردگی اساسی و همچنین برای سایر نشانه های روانپزشکی درمان می شوند، گزارش شده است. اگرچه ارتباط علی بین ظهور چنین علائمی و یا بدتر شدن افسردگی و/یا ظهور تکانه های خودکشی ثابت نشده است، نگرانی وجود دارد که چنین علائمی ممکن است پیش سازهای خودکشی در حال ظهور باشد. تغییر رژیم درمانی، از جمله قطع احتمالی دارو، در بیمارانی که افسردگی آنها به طور مداوم بدتر است، یا افرادی که خودکشی اضطراری یا علائمی را تجربه می کنند که ممکن است مقدماتی برای بدتر شدن افسردگی یا خودکشی باشد، باید مد نظر قرار گیرد، به خصوص اگر این علائم شدید، در شروع ناگهانی باشند، یا بخشی از بیمار نباشند. علائم اگر تصمیم به قطع درمان گرفته شده باشد، دارو باید با سرعتی که امکان پذیر است کاهش یابد، اما با توجه به این که قطع ناگهانی مصرف آن می تواند با علائم خاصی همراه باشد (به احتیاط ها و دوز و مصرف مراجعه کنید - خطا! مرجع پیوند هایپرلینک معتبر نیست. خانواده‌ها و مراقبان بیمارانی که برای اختلال افسردگی اساسی یا سایر نشانه‌ها، اعم از روانپزشکی و غیرروانی، تحت درمان با داروهای ضدافسردگی قرار می‌گیرند، باید در مورد نیاز به نظارت بر بیماران از نظر بروز آشفتگی، تحریک‌پذیری، تغییرات غیرعادی در رفتار و سایر علائمی که در بالا توضیح داده شد و همچنین بروز چنین علائمی و گزارش خودکشی آگاه شوند. بلافاصله به ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی. چنین نظارتی باید شامل مشاهده روزانه توسط خانواده ها و مراقبان باشد. نسخه های سرترالین باید برای کمترین مقدار قرص و مطابق با مدیریت خوب بیمار نوشته شود تا خطر مصرف بیش از حد کاهش یابد. غربالگری بیماران برای اختلال دوقطبی یک دوره افسردگی اساسی ممکن است تظاهر اولیه اختلال دوقطبی باشد. عموماً اعتقاد بر این است (اگرچه در کارآزمایی‌های کنترل‌شده ثابت نشده است) که درمان چنین دوره‌ای با یک داروی ضد افسردگی به تنهایی ممکن است احتمال وقوع یک دوره مختلط/مانیک را در بیماران در معرض خطر اختلال دوقطبی افزایش دهد. اینکه آیا هر یک از علائم شرح داده شده در بالا نشان دهنده چنین تبدیلی است ناشناخته است. با این حال، قبل از شروع درمان با داروهای ضد افسردگی، بیماران مبتلا به علائم افسردگی باید به اندازه کافی غربالگری شوند تا مشخص شود که آیا در معرض خطر اختلال دوقطبی هستند یا خیر. چنین غربالگری باید شامل یک تاریخچه دقیق روانپزشکی، از جمله سابقه خانوادگی خودکشی، اختلال دوقطبی و افسردگی باشد. لازم به ذکر است که سرترالین برای استفاده در درمان افسردگی دوقطبی تایید نشده است. سندرم سروتونین ایجاد یک سندرم سروتونین بالقوه تهدید کننده زندگی با SNRIها و SSRIها، از جمله سرترالین، به تنهایی گزارش شده است، به ویژه با مصرف همزمان سایر داروهای سروتونرژیک (از جمله تریپتان ها، ضد افسردگی های سه حلقه ای، فنتانیل، لیتیوم، ترامادول، تریپتوپیرپیروفان، و است). John's Wort) و با داروهایی که متابولیسم سروتونین را مختل می کنند (به ویژه، MAOIها، هم آنهایی که برای درمان اختلالات روانپزشکی و هم داروهای دیگر، مانند لینزولید و متیلن بلو داخل وریدی). علائم سندرم سروتونین ممکن است شامل تغییرات وضعیت روانی (مانند بی قراری، توهم، هذیان، و کما)، بی ثباتی اتونومیک (مانند تاکی کاردی، فشار خون ناپایدار، سرگیجه، دیافورز، گرگرفتگی، گرمازایی)، علائم عصبی-عضلانی (مانند لرزش، نارسایی ریژیکولینوس) تشنج و/یا علائم گوارشی (به عنوان مثال، تهوع، استفراغ، اسهال). بیماران باید از نظر بروز سندرم سروتونین تحت نظر باشند. مصرف همزمان سرترالین با MAOI که برای درمان اختلالات روانپزشکی در نظر گرفته شده است منع مصرف دارد. سرترالین همچنین نباید در بیمارانی که تحت درمان با MAOI مانند لینزولید یا متیلن بلو داخل وریدی هستند شروع شود. تمام گزارش‌های مربوط به متیلن بلو که اطلاعاتی در مورد مسیر تجویز ارائه می‌کردند شامل تجویز داخل وریدی در محدوده دوز 1 میلی‌گرم بر کیلوگرم تا 8 میلی‌گرم بر کیلوگرم بود. هیچ گزارشی مبنی بر تجویز متیلن بلو از راه‌های دیگر (مانند قرص‌های خوراکی یا تزریق موضعی بافت) یا در دوزهای پایین‌تر وجود نداشت. ممکن است شرایطی وجود داشته باشد که لازم باشد درمان با یک MAOI مانند لینزولید یا متیلن بلو داخل وریدی در بیمار مصرف کننده سرترالین آغاز شود. سرترالین باید قبل از شروع درمان با MAOI قطع شود (به موارد منع مصرف و دوز و تجویز مراجعه کنید). اگر مصرف همزمان سرترالین با سایر داروهای سروتونرژیک از جمله تریپتان ها، داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای، فنتانیل، لیتیوم، ترامادول، بوسپیرون، تریپتوفان و خارمریم از نظر بالینی ضروری باشد، بیماران باید از افزایش احتمالی خطر ابتلا به سندرم سروتونین، به ویژه در طول شروع درمان و افزایش دوز، آگاه شوند. در صورت بروز حوادث فوق، درمان با سرترالین و هر داروی سروتونرژیک همزمان باید بلافاصله قطع شود و درمان علامتی حمایتی باید آغاز شود.

احتیاط‌ها

فعال شدن عمومی شیدایی/هیپومانیا در طول آزمایش قبل از بازاریابی، هیپومانیا یا شیدایی تقریباً در 0.4 درصد از بیماران تحت درمان با سرترالین (سرترالین هیدروکلراید) رخ داد. کاهش وزن کاهش وزن قابل توجه ممکن است یک نتیجه نامطلوب از درمان با سرترالین برای برخی از بیماران باشد، اما به طور متوسط، بیماران در کارآزمایی های کنترل شده حداقل، 1 تا 2 پوند کاهش وزن داشتند، در مقابل تغییرات کوچکتر در دارونما. فقط به ندرت بیماران سرترالین برای کاهش وزن قطع شده اند. تشنج سرترالین در بیماران مبتلا به اختلال تشنج ارزیابی نشده است. این بیماران از مطالعات بالینی در طول آزمایش قبل از عرضه محصول حذف شدند. هیچ تشنجی در بین حدود 3000 بیمار تحت درمان با سرترالین در برنامه توسعه اختلال افسردگی اساسی مشاهده نشد. با این حال، 4 بیمار از حدود 1800 (220 <18 سال) که در طول برنامه توسعه برای اختلال وسواس فکری-اجباری در معرض قرار گرفتند، تشنج را تجربه کردند که نشان دهنده بروز خام 0.2٪ است. سه نفر از این بیماران نوجوان، دو نفر مبتلا به اختلال تشنج و یک نفر با سابقه خانوادگی اختلال تشنج بودند که هیچ یک از آنها داروی ضد تشنج دریافت نمی کردند. بر این اساس، سرترالین باید با احتیاط در بیماران مبتلا به اختلال تشنج معرفی شود. قطع درمان با سرترالین در طول بازاریابی سرترالین و سایر SSRI ها و SNRI ها (مهارکننده های بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین)، گزارش های خود به خودی از عوارض جانبی پس از قطع این داروها به خصوص در صورت ناگهانی رخ داده است، از جمله موارد زیر: خلق ناخوشایند، تحریک پذیری، بی قراری، سرگیجه، اختلالات حسی (مانند پارستزی هایی مانند احساس شوک الکتریکی)، اضطراب، گیجی، سردرد، بی حالی، بی ثباتی عاطفی، بی خوابی و هیپومانیا. در حالی که این رویدادها به طور کلی خود محدود شونده هستند، گزارش هایی از علائم قطع جدی گزارش شده است. هنگام قطع درمان با سرترالین، بیماران باید از نظر این علائم تحت نظر باشند. کاهش تدریجی دوز به جای قطع ناگهانی در صورت امکان توصیه می شود. اگر علائم غیرقابل تحمل به دنبال کاهش دوز یا پس از قطع درمان رخ دهد، ممکن است از سرگیری دوز قبلی استفاده شود. متعاقباً، پزشک ممکن است به کاهش دوز ادامه دهد، اما با سرعت تدریجی تر (به دوز و مصرف مراجعه کنید). SSRIها و SNRIهای خونریزی غیرطبیعی، از جمله سرترالین، ممکن است خطر حوادث خونریزی را افزایش دهند. مصرف همزمان آسپرین، داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی، وارفارین و سایر داروهای ضد انعقاد ممکن است به این خطر بیافزاید. گزارش های موردی و مطالعات اپیدمیولوژیک (مورد-شاهدی و طراحی کوهورت) ارتباط بین استفاده از داروهایی که با بازجذب سروتونین تداخل دارند و وقوع خونریزی گوارشی را نشان داده اند. وقایع خونریزی مربوط به استفاده از SSRI و SNRI از اکیموز، هماتوم، اپیستاکسی و پتشی تا خونریزی های تهدید کننده زندگی متغیر است. بیماران باید در مورد خطر خونریزی مرتبط با مصرف همزمان سرترالین و NSAID ها، آسپرین یا سایر داروهایی که بر انعقاد اثر می گذارند، احتیاط کنند. اثر ضعیف اوریکوزوریک سرترالین هیدروکلراید با کاهش میانگین اسید اوریک سرم تقریباً 7 درصد همراه است. اهمیت بالینی این اثر اوریکوزوری ضعیف ناشناخته است. استفاده در بیماران مبتلا به بیماری همزمان تجربه بالینی با سرترالین در بیماران مبتلا به برخی بیماری های سیستمیک همزمان محدود است. در مصرف سرترالین در بیماران مبتلا به بیماری ها یا شرایطی که می تواند متابولیسم یا پاسخ های همودینامیک را تحت تأثیر قرار دهد، احتیاط لازم است. بیماران با سابقه اخیر انفارکتوس میوکارد یا بیماری قلبی ناپایدار از مطالعات بالینی در طول آزمایش قبل از عرضه محصول حذف شدند. با این حال، الکتروکاردیوگرام 774 بیمار که سرترالین را در کارآزمایی‌های دوسوکور دریافت کرده بودند، مورد ارزیابی قرار گرفت و داده‌ها نشان می‌دهد که سرترالین با ایجاد ناهنجاری‌های قابل توجه ECG مرتبط نیست. سرترالین تجویز شده در محدوده دوز انعطاف پذیر 50 تا 200 میلی گرم در روز (میانگین دوز 89 میلی گرم در روز) در یک کارآزمایی پس از بازاریابی و کنترل شده با دارونما روی 372 فرد تصادفی شده با تشخیص DSM-IV اختلال افسردگی اساسی و سابقه اخیر انفارکتوس میوکارد یا بستری مجدد در بیمارستان مورد بررسی قرار گرفت. موارد استثنا از این کارآزمایی شامل بیماران مبتلا به فشار خون کنترل نشده، نیاز به جراحی قلب، سابقه CABG در عرض 3 ماه پس از رخداد شاخص، برادی کاردی شدید یا علامت دار، علت غیر آترواسکلروتیک آنژین، نارسایی کلیوی بالینی قابل توجه (کراتینین > 2.5 میلی گرم در دسی لیتر) و اختلالات بالینی قابل توجه بود. درمان سرترالین که در مرحله حاد بهبودی (در عرض 30 روز پس از MI یا پس از بستری شدن در بیمارستان برای آنژین ناپایدار) آغاز شده بود، در این مطالعه در نقطه پایانی درمان 16 هفته بعد از دارونما قابل تشخیص نبود: کسر جهشی بطن چپ، کل رویدادهای قلبی عروقی (آنژین، درد قفسه سینه، ادم، تپش قلب، سنکوپ، سرگیجه وضعیتی، CHF، MI، تاکی کاردی، برادی کاردی، و تغییرات در BP) و حوادث قلبی عروقی مهم شامل مرگ یا نیاز به بستری شدن در بیمارستان (برای سکته قلبی، سکته مغزی، CHF). سرترالین به طور گسترده توسط کبد متابولیزه می شود. در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن خفیف کبدی، کلیرانس سرترالین کاهش یافت که منجر به افزایش AUC، C max و نیمه عمر حذف شد. اثرات سرترالین در بیماران مبتلا به نارسایی کبدی متوسط ​​و شدید مطالعه نشده است. استفاده از سرترالین در بیماران مبتلا به بیماری کبدی باید با احتیاط انجام شود. اگر سرترالین در بیماران مبتلا به نارسایی کبدی تجویز می شود، باید از دوز کمتر یا کمتر استفاده شود (به فارماکولوژی بالینی و دوز و تجویز مراجعه کنید). از آنجایی که سرترالین به طور گسترده متابولیزه می شود، دفع داروی بدون تغییر در ادرار یک راه جزئی دفع است. یک مطالعه بالینی که فارماکوکینتیک سرترالین را در داوطلبان سالم با بیماران مبتلا به نارسایی کلیوی از خفیف تا شدید (نیاز به دیالیز) مقایسه کرد، نشان داد که فارماکوکینتیک و اتصال پروتئین تحت تأثیر بیماری کلیوی قرار نمی‌گیرد. بر اساس نتایج فارماکوکینتیک، نیازی به تنظیم دوز در بیماران مبتلا به نارسایی کلیوی وجود ندارد (به فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). تداخل با عملکرد شناختی و حرکتی در مطالعات کنترل‌شده، سرترالین باعث آرام‌بخشی نشد و با عملکرد روانی حرکتی تداخلی نداشت. (به اطلاعات بیماران مراجعه کنید.) هیپوناترمی هیپوناترمی ممکن است در نتیجه درمان با SSRI و SNRI از جمله سرترالین رخ دهد. در بسیاری از موارد، به نظر می رسد که این هیپوناترمی نتیجه سندرم ترشح نامناسب هورمون آنتی دیورتیک (SIADH) باشد. مواردی با سدیم سرم کمتر از 110 میلی مول در لیتر گزارش شده است. بیماران مسن ممکن است با SSRI و SNRI در معرض خطر بیشتر ابتلا به هیپوناترمی باشند. همچنین، بیمارانی که از دیورتیک‌ها استفاده می‌کنند یا در غیر این صورت دچار کاهش حجم هستند، ممکن است در معرض خطر بیشتری قرار بگیرند (به مصرف سالمندان مراجعه کنید). قطع سرترالین در بیماران مبتلا به هیپوناترمی علامت دار باید در نظر گرفته شود و مداخلات پزشکی مناسب باید انجام شود. علائم و نشانه های هیپوناترمی شامل سردرد، مشکل در تمرکز، اختلال حافظه، گیجی، ضعف و بی ثباتی است که ممکن است منجر به زمین خوردن شود. علائم و نشانه های مرتبط با موارد شدیدتر و/یا حاد شامل توهم، سنکوپ، تشنج، کما، ایست تنفسی و مرگ است. عملکرد پلاکت گزارش‌های نادری از تغییر عملکرد پلاکت و/یا نتایج غیرطبیعی از مطالعات آزمایشگاهی در بیمارانی که سرترالین مصرف می‌کنند، گزارش شده است. در حالی که گزارش‌هایی مبنی بر خونریزی غیرطبیعی یا پورپورا در چندین بیمار مصرف‌کننده سرترالین گزارش شده است، مشخص نیست که آیا سرترالین نقشی در ایجاد بیماری داشته است یا خیر. گلوکوم زاویه بسته SSRI ها از جمله سرترالین ممکن است بر اندازه مردمک تأثیر بگذارد و منجر به میدریاز شود. این اثر میدریاتیک پتانسیل باریک کردن زاویه چشم و در نتیجه افزایش فشار داخل چشم و گلوکوم زاویه بسته را دارد، به ویژه در بیمارانی که از قبل مستعد هستند. بنابراین سرترالین در بیماران مبتلا به گلوکوم زاویه بسته یا سابقه گلوکوم باید با احتیاط مصرف شود. اطلاعات برای بیماران تجویز کنندگان یا سایر متخصصان بهداشت باید بیماران، خانواده و مراقبان آنها را در مورد مزایا و خطرات مرتبط با درمان با سرترالین آگاه کنند و باید آنها را در مورد استفاده مناسب از آن راهنمایی کنند. راهنمای دارویی بیمار درباره "داروهای ضد افسردگی، افسردگی و سایر بیماری های روانی جدی، و افکار یا اقدامات خودکشی: برای سرترالین موجود است. تجویز کننده یا متخصص بهداشت باید به بیماران، خانواده و مراقبان آنها دستور دهد که راهنمای دارو را بخوانند و باید به آنها در درک محتوای آن کمک کند. باید به بیماران این فرصت داده شود تا در مورد محتوای راهنمای دارو بحث و گفتگو کنند و به سوالاتی که ممکن است داشته باشند پاسخ بگیرند. متن کامل راهنمای دارو در انتهای این سند تجدید چاپ شده است. بیماران باید در مورد مسائل زیر آگاه شوند و در صورت بروز این موارد در حین مصرف سرترالین، به پزشک خود اطلاع دهند. بدتر شدن بالینی و خطر خودکشی بیماران، خانواده‌ها و مراقبان آنها باید تشویق شوند تا نسبت به ظهور اضطراب، بی‌قراری، حملات پانیک، بی‌خوابی، تحریک‌پذیری، خصومت، پرخاشگری، تکانشگری، آکاتیزیا (رفتار روانی حرکتی و سایر تغییرات غیرمعمول، هیپومانیا) هوشیار باشند. ایده پردازی، به ویژه در اوایل درمان ضد افسردگی و زمانی که دوز افزایش یا کاهش می یابد. باید به خانواده ها و مراقبان بیماران توصیه شود که به دنبال بروز چنین علائمی به صورت روزانه باشند، زیرا تغییرات ممکن است ناگهانی باشد. چنین علائمی باید به پزشک یا متخصص بهداشتی بیمار گزارش شود، به خصوص اگر شدید، ناگهانی شروع شده و یا جزء علائم بیمار نباشد. علائمی مانند اینها ممکن است با افزایش خطر تفکر و رفتار خودکشی همراه باشد و نشان دهنده نیاز به نظارت بسیار دقیق و احتمالاً تغییرات در دارو باشد. بیماران باید در مورد خطر ابتلا به سندرم سروتونین با استفاده همزمان از SNRI ها و SSRI ها، از جمله سرترالین، و تریپتان ها، ترامادول، یا سایر عوامل سروتونرژیک احتیاط کنند. به بیماران باید گفت که اگرچه نشان داده نشده است که سرترالین توانایی افراد عادی را برای انجام کارهایی که نیاز به مهارت‌های حرکتی و ذهنی پیچیده در آزمایش‌های آزمایشگاهی دارد، مختل نمی‌کند، داروهایی که بر سیستم عصبی مرکزی اثر می‌گذارند ممکن است بر برخی افراد تأثیر منفی بگذارند. بنابراین، باید به بیماران گفته شود که تا زمانی که یاد بگیرند که چگونه به سرترالین پاسخ می دهند، باید در انجام فعالیت هایی که نیاز به هوشیاری دارند، مراقب باشند، مانند رانندگی با ماشین یا کار با ماشین آلات. بیماران باید در مورد مصرف همزمان سرترالین و NSAID ها، آسپرین، وارفارین یا سایر داروهایی که بر انعقاد اثر می گذارند احتیاط کنند، زیرا استفاده ترکیبی از داروهای روانگردان که با بازجذب سروتونین تداخل دارند و این عوامل با افزایش خطر خونریزی همراه است. به بیماران باید گفت که اگرچه سرترالین در آزمایشات با افراد عادی نشان داده نشده است که اختلالات ذهنی و حرکتی ناشی از الکل را افزایش دهد، اما مصرف همزمان سرترالین و الکل توصیه نمی شود. به بیماران باید گفت که در حالی که هیچ تداخل نامطلوبی از سرترالین با داروهای بدون نسخه (OTC) وجود ندارد، پتانسیل تداخل وجود دارد. بنابراین، استفاده از هر محصول OTC باید با احتیاط و با توجه به دستورالعمل های استفاده ارائه شده برای محصول OTC آغاز شود. به بیماران توصیه می شود در صورت باردار شدن یا قصد باردار شدن در طول درمان به پزشک خود اطلاع دهند. به بیماران توصیه می شود که در صورت تغذیه با شیر مادر به پزشک خود اطلاع دهند. تست های آزمایشگاهی تست های غربالگری ایمونواسی ادرار مثبت کاذب برای بنزودیازپین ها در بیمارانی که سرترالین مصرف می کنند گزارش شده است. این به دلیل عدم اختصاصی بودن تست های غربالگری است. نتایج آزمایش مثبت کاذب ممکن است برای چند روز پس از قطع درمان با سرترالین قابل انتظار باشد. آزمایشات تاییدی مانند کروماتوگرافی گازی/ طیف سنجی جرمی، سرترالین را از بنزودیازپین ها متمایز می کند.

تداخلات دارویی

اثرات بالقوه مصرف همزمان داروهایی که به پروتئین های پلاسما متصل هستند از آنجایی که سرترالین به طور محکم به پروتئین پلاسما متصل است، تجویز سرترالین هیدروکلراید به بیمار مصرف کننده داروی دیگری که به طور محکم به پروتئین متصل است (مانند وارفارین، دیژیتوکسین) ممکن است باعث تغییر در غلظت پلاسما شود و به طور بالقوه منجر به اثرات نامطلوب شود. برعکس، اثرات نامطلوب ممکن است از جابجایی سرترالین متصل به پروتئین توسط سایر داروهایی که به شدت متصل هستند، ایجاد شود. در مطالعه‌ای که AUC زمان پروترومبین (0 تا 120 ساعت) را به دنبال دوز وارفارین (0.75 میلی‌گرم بر کیلوگرم) قبل و بعد از 21 روز از دوز مصرفی سرترالین (50 تا 200 میلی‌گرم در روز) یا دارونما مقایسه کرد، میانگین زمان پروترومبین 8 درصد نسبت به سرترالین کاهش یافت (2% در مقایسه با نقطه پایه abo). عادی سازی زمان پروترومبین برای گروه سرترالین در مقایسه با گروه دارونما به تعویق افتاد. اهمیت بالینی این تغییر ناشناخته است. بر این اساس، زمانی که درمان سرترالین شروع یا متوقف می شود، زمان پروترومبین باید به دقت کنترل شود. سایمتیدین در مطالعه ای که وضعیت سرترالین (100 میلی گرم) را در 8 روز دوم از 8 روز تجویز سایمتیدین (800 میلی گرم در روز) ارزیابی کرد، در مقایسه با گروه دارونما افزایش قابل توجهی در میانگین AUC سرترالین (50%)، C max (24%) و نیمه عمر (26%) مشاهده شد. اهمیت بالینی این تغییرات ناشناخته است. داروهای فعال CNS در مطالعه ای که به مقایسه وضعیت دیازپام تزریقی داخل وریدی قبل و بعد از 21 روز با سرترالین (50 تا 200 میلی گرم در روز دوز افزایشی) یا دارونما پرداخته بود، کاهش 32 درصدی در ترخیص کالا از گمرک دیازپام نسبت به سطح پایه برای گروه سرترالین در گروه سرترالین 0<0% نسبت به یک گروه پایه وجود داشت. افزایش 23 درصدی Tmax برای دسمتیل دیازپام در گروه سرترالین در مقایسه با کاهش 20 درصدی در گروه دارونما (P<0.03). اهمیت بالینی این تغییرات ناشناخته است. در یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما در داوطلبان عادی، تجویز دو دوز سرترالین به طور قابل توجهی سطح لیتیوم در حالت پایدار یا کلیرانس کلیوی لیتیوم را تغییر نداد. با این وجود، در این زمان، توصیه می شود که سطح لیتیوم پلاسما پس از شروع درمان با سرترالین با تنظیم مناسب دوز لیتیوم کنترل شود. در یک مطالعه کنترل‌شده روی یک دوز واحد (2 میلی‌گرم) پیموزاید، تجویز همزمان 200 میلی‌گرم سرترالین (روز) تا حالت پایدار با میانگین افزایش AUC و C max پیموزاید در حدود 40 درصد همراه بود، اما با هیچ تغییری در EKG ارتباط نداشت. از آنجایی که بالاترین دوز توصیه شده پیموزاید (10 میلی گرم) در ترکیب با سرترالین ارزیابی نشده است، تأثیر آن بر فاصله QT و پارامترهای PK در دوزهای بالاتر از 2 میلی گرم در این زمان مشخص نیست. در حالی که مکانیسم این تداخل ناشناخته است، به دلیل شاخص درمانی باریک پیموزاید و به دلیل تداخل ذکر شده در دوز پایین پیموزاید، تجویز همزمان سرترالین و پیموزاید باید منع مصرف داشته باشد (به موارد منع مصرف مراجعه کنید). نتایج یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما در داوطلبان عادی نشان می دهد که تجویز مزمن سرترالین 200 میلی گرم در روز باعث مهار مهم بالینی متابولیسم فنی توئین نمی شود. با این وجود، در این زمان، توصیه می شود که غلظت فنی توئین پلاسما پس از شروع درمان با سرترالین با تنظیم مناسب دوز فنی توئین، به ویژه در بیمارانی که چندین بیماری زمینه ای دارند و/یا کسانی که چندین داروی همزمان دریافت می کنند، کنترل شود. اثر سرترالین بر سطوح والپروات در کارآزمایی‌های بالینی ارزیابی نشده است. در غیاب چنین داده‌هایی، توصیه می‌شود که سطح والپروات پلاسما پس از شروع درمان سرترالین با تنظیم مناسب دوز والپروات کنترل شود. خطر استفاده از سرترالین در ترکیب با سایر داروهای فعال CNS به طور سیستماتیک ارزیابی نشده است. در نتیجه، در صورت نیاز به تجویز همزمان سرترالین و این قبیل داروها، احتیاط توصیه می شود. تجربه کنترل شده محدودی در مورد زمان بندی بهینه تغییر از سایر داروهای مؤثر در درمان اختلال افسردگی اساسی، اختلال وسواس فکری-اجباری، اختلال هراس، اختلال استرس پس از سانحه، اختلال نارسایی پیش از قاعدگی و اختلال اضطراب اجتماعی به سرترالین وجود دارد. مراقبت و قضاوت پزشکی محتاطانه باید هنگام تعویض، به ویژه از داروهای طولانی اثر اعمال شود. مدت زمان یک دوره شستشوی مناسب که باید قبل از تغییر از یک مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) به دیگری مداخله کند، مشخص نشده است. مهارکننده های مونوآمین اکسیداز به موارد منع مصرف، هشدارها و دوز و نحوه مصرف مراجعه کنید. داروهای متابولیزه شده توسط P450 3A4 در سه مطالعه برهمکنش مجزا در داخل بدن، سرترالین به همراه سوبستراهای سیتوکروم P450 3A4، ترفنادین، کاربامازپین، یا سیزاپراید تحت شرایط حالت پایدار تجویز شد. نتایج این مطالعات نشان داد که سرترالین باعث افزایش غلظت ترفنادین، کاربامازپین یا سیزاپراید در پلاسما نمی شود. این داده ها نشان می دهد که میزان مهار سرترالین از فعالیت P450 3A4 به احتمال زیاد اهمیت بالینی ندارد. نتایج مطالعه تداخل با سیزاپراید نشان می دهد که سرترالین 200 میلی گرم (روز) متابولیسم سیزاپراید را تحریک می کند (AUC و Cmax سیزاپراید حدود 35٪ کاهش یافت). داروهای متابولیزه شده توسط P450 2D6 بسیاری از داروهای موثر در درمان اختلال افسردگی اساسی، به عنوان مثال، SSRI ها، از جمله سرترالین، و بیشتر داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای موثر در درمان اختلال افسردگی اساسی، فعالیت بیوشیمیایی داروی متابولیزه کننده ایزوآنزیم را مهار می کنند، سیتوکروم سیتوکروم، سیتوکروم 450، هیدروکسی 2، سیتوکروم 450، هیدروکسی 2، سیتوکروم 450، هیدروکسی 2، 20، 2000 افزایش می دهد. غلظت پلاسما از داروهای تجویز شده همزمان که توسط P450 2D6 متابولیزه می شوند. داروهایی که این تعامل بالقوه برای آنها بیشترین نگرانی را ایجاد می کند، داروهایی هستند که عمدتاً توسط 2D6 متابولیزه می شوند و دارای شاخص درمانی باریکی هستند، به عنوان مثال، داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای موثر در درمان اختلال افسردگی اساسی و نوع 1C ضد آریتمی پروپافنون و فلکائینید. میزان این تداخل یک مشکل بالینی مهم به میزان مهار P450 2D6 توسط داروی ضد افسردگی و شاخص درمانی داروی همزمان بستگی دارد. بین داروهای موثر در درمان اختلال افسردگی اساسی در میزان مهار 2D6 مهم از نظر بالینی تنوع وجود دارد و در واقع سرترالین در دوزهای پایین تر نسبت به برخی دیگر در این کلاس، اثر مهاری کمتری بر روی 2D6 دارد. با این وجود، حتی سرترالین نیز پتانسیل مهار 2D6 مهم بالینی را دارد. در نتیجه، مصرف همزمان دارویی متابولیزه شده توسط P450 2D6 با سرترالین ممکن است به دوزهای کمتری نسبت به داروهای دیگر نیاز داشته باشد. علاوه بر این، هر زمان که سرترالین از درمان همزمان کنار گذاشته شود، ممکن است به افزایش دوز داروی همزمان نیاز باشد (به «داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای مؤثر در درمان اختلال افسردگی اساسی تحت احتیاط‌ها» مراجعه کنید. داروهای سروتونرژیک به موارد منع مصرف، هشدارها و دوز و نحوه مصرف مراجعه کنید. تریپتان ها گزارش های نادری پس از بازاریابی از سندرم سروتونین با استفاده از SNRI یا SSRI و تریپتان گزارش شده است. اگر درمان همزمان SNRI ها و SSRI ها، از جمله سرترالین، با تریپتان از نظر بالینی ضروری باشد، مشاهده دقیق بیمار به ویژه در زمان شروع درمان و افزایش دوز توصیه می شود (به هشدارها - سندرم سروتونین مراجعه کنید). سوماتریپتان گزارش‌های نادری پس از بازاریابی گزارش شده است که بیماران مبتلا به ضعف، بازتاب بیش از حد، و ناهماهنگی را به دنبال استفاده از یک مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) و سوماتریپتان توصیف می‌کنند. اگر درمان همزمان با سوماتریپتان و یک SSRI (مانند سیتالوپرام، فلوکستین، فلووکسامین، پاروکستین، سرترالین) از نظر بالینی ضروری باشد، مشاهده مناسب بیمار توصیه می شود. داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای موثر در درمان اختلال افسردگی اساسی (TCAs) میزانی که ممکن است تداخلات SSRI-TCA مشکلات بالینی ایجاد کند به درجه مهار و فارماکوکینتیک SSRI درگیر بستگی دارد. با این وجود، در مصرف همزمان TCAs با سرترالین احتیاط لازم است، زیرا سرترالین ممکن است متابولیسم TCA را مهار کند. در صورت تجویز همزمان TCA با سرترالین، ممکن است نیاز به نظارت بر غلظت TCA پلاسما داشته باشد و دوز TCA ممکن است نیاز به کاهش داشته باشد. داروهای کاهنده قند خون در یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما در داوطلبان عادی، تجویز سرترالین به مدت 22 روز (شامل 200 میلی گرم در روز برای 13 روز آخر) باعث کاهش معنی دار آماری 16 درصدی در کلیرانس تولبوتامید پس از دوز 1000 میلی گرمی داخل وریدی شد. تجویز سرترالین باعث تغییر قابل توجهی در اتصال به پروتئین پلاسما یا حجم ظاهری توزیع تولبوتامید نشد، که نشان می دهد کاهش کلیرانس به دلیل تغییر در متابولیسم دارو است. اهمیت بالینی این کاهش در کلیرانس تولبوتامید ناشناخته است. آتنولول سرترالین (100 میلی گرم) هنگامی که به 10 مرد سالم تجویز شد، تأثیری بر توانایی مسدودکننده بتا آدرنرژیک آتنولول نداشت. دیگوکسین در یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما در داوطلبان عادی، تجویز سرترالین به مدت 17 روز (شامل 200 میلی گرم در روز برای 10 روز گذشته) باعث تغییر سطح سرمی دیگوکسین یا کلیرانس کلیوی دیگوکسین نشد. القای آنزیم میکروزومی مطالعات پیش بالینی نشان داده اند که سرترالین باعث القای آنزیم های میکروزومی کبدی می شود. در مطالعات بالینی، نشان داده شد که سرترالین آنزیم های کبدی را به حداقل می رساند، همانطور که با کاهش کوچک (5%) اما از نظر آماری معنی دار نیمه عمر آنتی پیرین پس از تجویز 200 میلی گرم در روز به مدت 21 روز تعیین شد. این تغییر کوچک در نیمه عمر آنتی پیرین منعکس کننده یک تغییر بالینی ناچیز در متابولیسم کبدی است. داروهایی که با هموستاز تداخل دارند (NSAID های غیرانتخابی، آسپرین، وارفارین و غیره) ترشح سروتونین توسط پلاکت ها نقش مهمی در هموستاز دارد. مطالعات اپیدمیولوژیک طرح مورد-شاهدی و همگروهی که ارتباط بین استفاده از داروهای روانگردانی که با بازجذب سروتونین تداخل می‌کنند و وقوع خونریزی دستگاه گوارش فوقانی نشان داده‌اند نیز نشان داده‌اند که مصرف همزمان یک NSAID یا آسپرین ممکن است این خطر خونریزی را تشدید کند. این مطالعات همچنین نشان داده است که استفاده همزمان از NSAID یا آسپرین ممکن است این خطر خونریزی را تشدید کند. اثرات ضد انعقادی تغییر یافته، از جمله افزایش خونریزی، زمانی که SSRIs یا SNRIs با وارفارین تجویز می شوند، گزارش شده است. بیمارانی که تحت درمان با وارفارین قرار می گیرند باید در هنگام شروع یا قطع مصرف سرترالین به دقت تحت نظر قرار گیرند. درمان با تشنج الکتریکی هیچ مطالعه بالینی وجود ندارد که خطرات یا مزایای استفاده ترکیبی از الکتروشوک درمانی (ECT) و سرترالین را مشخص کند. الکل اگرچه سرترالین اثرات شناختی و روانی الکل را در آزمایش با افراد عادی تقویت نکرد، اما استفاده همزمان از سرترالین و الکل توصیه نمی شود. سرطان‌زایی مطالعات سرطان‌زایی مادام‌العمر در موش‌های CD-1 و موش‌های Long-Evans با دوزهای تا 40 میلی‌گرم بر کیلوگرم در روز انجام شد. این دوزها مطابق با 1 برابر (موش) و 2 برابر (موش) حداکثر دوز توصیه شده برای انسان (MRHD) بر اساس mg/m2 است. افزایش وابسته به دوز آدنوم های کبدی در موش های نر دریافت کننده سرترالین به میزان 10 تا 40 میلی گرم بر کیلوگرم (0.25 تا 1.0 برابر MRHD بر اساس mg/m2) مشاهده شد. هیچ افزایشی در موش‌های ماده یا در موش‌های هر دو جنس که درمان‌های مشابه را دریافت کردند، مشاهده نشد و همچنین افزایشی در کارسینوم سلول‌های کبدی مشاهده نشد. آدنوم های کبد دارای نرخ متغیری از بروز خود به خود در موش CD-1 هستند و اهمیت ناشناخته ای برای انسان دارند. افزایش آدنوم فولیکولی تیروئید در موش های ماده دریافت کننده سرترالین با mg/kg 40 (2 برابر MRHD بر اساس mg/m2) مشاهده شد. این با هیپرپلازی تیروئید همراه نبود. در حالی که افزایش آدنوکارسینوم رحم در موش‌هایی که سرترالین با دوز 10 تا 40 میلی‌گرم بر کیلوگرم (0.5 تا 2.0 برابر MRHD بر اساس mg/m2) دریافت می‌کردند، در مقایسه با گروه کنترل پلاسبو وجود داشت، این اثر به وضوح مرتبط با دارو نبود. جهش‌زایی سرترالین هیچ اثر ژنوتوکسیک، با یا بدون فعال‌سازی متابولیک، بر اساس سنجش‌های زیر نداشت: سنجش جهش باکتریایی. سنجش جهش لنفوم موش؛ و آزمایشات برای انحرافات سیتوژنتیکی در داخل بدن در مغز استخوان موش و در شرایط آزمایشگاهی در لنفوسیت‌های انسان. اختلال در باروری کاهش باروری در یکی از دو مطالعه موش با دوز 80 میلی گرم بر کیلوگرم (4 برابر حداکثر دوز توصیه شده برای انسان بر اساس mg/m2) مشاهده شد. بارداری-بارداری رده C مطالعات تولید مثل در موش ها و خرگوش ها به ترتیب تا 80 میلی گرم بر کیلوگرم در روز و 40 میلی گرم بر کیلوگرم در روز انجام شده است. این دوزها تقریباً 4 برابر حداکثر دوز توصیه شده برای انسان (MRHD) بر اساس mg/m 2 است. شواهدی از تراتوژنیسیته در هیچ سطح دوزی وجود نداشت. هنگامی که به موش‌های باردار و خرگوش‌ها سرترالین در طول دوره اندام‌زایی داده شد، استخوان‌سازی تاخیری در جنین‌ها با دوزهای mg/kg 10 (0.5 برابر MRHD بر اساس mg/m2) در موش‌ها و mg/kg 40 (4 برابر MRHD بر اساس mg/m2 خرگوش) مشاهده شد. هنگامی که موش‌های ماده در یک سوم آخر بارداری و در طول شیردهی سرترالین دریافت کردند، تعداد نوزادان مرده و تعداد نوزادان مرده در 4 روز اول پس از تولد افزایش یافت. وزن بدن توله سگ نیز در چهار روز اول پس از تولد کاهش یافت. این اثرات در دوز 20 mg/kg (1 برابر MRHD بر اساس mg/m2) رخ داد. دوز بدون تاثیر برای مرگ و میر توله سگ موش 10 میلی گرم بر کیلوگرم (0.5 برابر MRHD بر اساس mg/m2) بود. نشان داده شد که کاهش بقای توله سگ به دلیل قرار گرفتن در معرض سرترالین در رحم است. اهمیت بالینی این اثرات ناشناخته است. هیچ مطالعه کافی و به خوبی کنترل شده در زنان باردار وجود ندارد. سرترالین هیدروکلراید تنها در صورتی باید در دوران بارداری استفاده شود که فواید احتمالی آن خطر بالقوه برای جنین را توجیه کند. حاملگی- اثرات غیرتراتوژنیک نوزادانی که در اواخر سه ماهه سوم در معرض سرترالین و سایر SSRI ها یا مهارکننده های بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین (SNRIs) قرار می گیرند، عوارضی ایجاد کرده اند که نیاز به بستری طولانی مدت، حمایت تنفسی و تغذیه لوله ای دارند. چنین عوارضی می تواند بلافاصله پس از زایمان ایجاد شود. یافته های بالینی گزارش شده شامل دیسترس تنفسی، سیانوز، آپنه، تشنج، بی ثباتی دما، مشکل در تغذیه، استفراغ، هیپوگلیسمی، هیپوتونی، هیپرتونی، هیپررفلکسی، لرزش، بی قراری، تحریک پذیری و گریه مداوم است. این ویژگی ها با اثر سمی مستقیم SSRI ها و SNRI ها یا احتمالاً با سندرم قطع دارو سازگار است. لازم به ذکر است که در برخی موارد، تصویر بالینی با سندرم سروتونین مطابقت دارد (به هشدارها: سندرم سروتونین مراجعه کنید). نوزادانی که در حاملگی در معرض SSRI ها قرار می گیرند ممکن است خطر افزایش فشار خون ریوی مداوم نوزاد (PPHN) را داشته باشند. PPHN در 1 تا 2 تولد در هر 1000 تولد زنده در جمعیت عمومی رخ می دهد و با عوارض و مرگ و میر نوزادان قابل توجهی همراه است. چندین مطالعه اپیدمیولوژیک اخیر ارتباط آماری مثبتی را بین استفاده از SSRI (از جمله سرترالین) در بارداری و PPHN نشان می‌دهد. سایر مطالعات ارتباط آماری معنی داری را نشان نمی دهند. پزشکان همچنین باید به نتایج یک مطالعه طولی آینده‌نگر روی 201 زن باردار با سابقه افسردگی اساسی که یا داروهای ضدافسردگی مصرف می‌کردند یا کمتر از 12 هفته قبل از آخرین قاعدگی خود داروهای ضدافسردگی دریافت کرده بودند و در حال بهبودی بودند، یادداشت کنند. زنانی که داروهای ضد افسردگی را در دوران بارداری قطع کردند، در مقایسه با زنانی که در طول بارداری از داروهای ضد افسردگی استفاده کردند، افزایش قابل توجهی در عود افسردگی اساسی خود نشان دادند. هنگام درمان یک زن باردار با سرترالین، پزشک باید خطرات بالقوه مصرف SSRI و مزایای ثابت شده درمان افسردگی با داروهای ضد افسردگی را به دقت در نظر بگیرد. این تصمیم فقط می تواند بر اساس مورد به مورد گرفته شود (به دوز و تجویز مراجعه کنید). زایمان و زایمان اثر سرترالین بر زایمان و زایمان در انسان ناشناخته است. مادران شیرده مشخص نیست که آیا سرترالین یا متابولیت های آن به چه میزان در شیر انسان دفع می شود یا خیر. از آنجایی که بسیاری از داروها در شیر انسان دفع می شوند، هنگام تجویز سرترالین به خانم های شیرده باید احتیاط کرد. استفاده در کودکان اثربخشی سرترالین برای درمان اختلال وسواس فکری اجباری در یک مطالعه 12 هفته ای، چند مرکزی و کنترل شده با دارونما با 187 بیمار سرپایی در سنین 6 تا 17 سال نشان داده شد (به کارآزمایی های بالینی در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). ایمنی و اثربخشی در جمعیت اطفال غیر از بیماران اطفال مبتلا به OCD ثابت نشده است (به خطا مراجعه کنید! مرجع هایپرلینک معتبر نیست. و هشدارها - بدتر شدن بالینی و خطر خودکشی). دو کارآزمایی کنترل شده با دارونما (n=373) در بیماران کودکان مبتلا به MDD با سرترالین انجام شده است و داده ها برای حمایت از ادعای استفاده در بیماران اطفال کافی نبودند. هر کسی که استفاده از سرترالین را در یک کودک یا نوجوان در نظر دارد باید خطرات بالقوه را با نیاز بالینی متعادل کند. ایمنی استفاده از سرترالین در کودکان و نوجوانان مبتلا به OCD، در سنین 6 تا 18 سال، در یک مطالعه 12 هفته ای، چند مرکزی و کنترل شده با دارونما با 187 بیمار سرپایی، در سنین 6 تا 17 سال، و در یک دوز انعطاف پذیر، 52 هفته مطالعه گسترش باز با 137 بیمار 18، 16، 137 هفته ای مورد ارزیابی قرار گرفت. مطالعه دوسوکور، کنترل شده با دارونما. سرترالین در دوزهای 25 میلی گرم در روز (کودکان، سنین 6 تا 12 سال) یا 50 میلی گرم در روز (نوجوانان، سنین 13 تا 18) تجویز شد و سپس به ترتیب با افزایش 25 میلی گرم در روز یا 50 میلی گرم در روز، به حداکثر دوز بالینی 200 میلی گرم در روز، تیتر شد. میانگین دوز برای تکمیل کنندگان 157 میلی گرم در روز بود. در مطالعه حاد 12 هفته ای کودکان و در مطالعه 52 هفته ای، سرترالین نمایه عوارض جانبی به طور کلی مشابه آنچه در بزرگسالان مشاهده شد داشت. فارماکوکینتیک سرترالین در 61 بیمار اطفال بین 6 تا 17 سال مبتلا به اختلال افسردگی اساسی یا OCD مورد ارزیابی قرار گرفت و زمانی که غلظت پلاسما بر اساس وزن تنظیم شد، مواجهه دارویی مشابهی با بزرگسالان نشان داد (به فارماکوکینتیک در بخش فارماکولوژی بالینی مراجعه کنید). تقریباً 600 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی یا OCD بین 6 تا 17 سال در آزمایشات بالینی، چه کنترل شده و چه کنترل نشده، سرترالین دریافت کرده اند. نمایه عوارض جانبی مشاهده شده در این بیماران به طور کلی مشابه آنچه در مطالعات بزرگسالان با سرترالین مشاهده شد بود (به واکنش های نامطلوب مراجعه کنید). همانند سایر داروهای SSRI، کاهش اشتها و کاهش وزن در ارتباط با استفاده از سرترالین مشاهده شده است. در یک تجزیه و تحلیل تلفیقی از دو کارآزمایی سرپایی 10 هفته ای، دوسوکور، کنترل شده با دارونما، با دوز انعطاف پذیر (50 تا 200 میلی گرم) برای اختلال افسردگی اساسی (n=373)، تفاوتی در تغییر وزن بین سرترالین و دارونما تقریباً 1 کیلوگرم، برای هر دو کودک (سنین 6 تا 12 تا 11 ساله) و 7 سال وجود داشت. کاهش وزن جزئی برای سرترالین در مقایسه با a افزایش جزئی برای دارونما در ابتدا میانگین وزن برای کودکان 39.0 کیلوگرم برای سرترالین و 38.5 کیلوگرم برای دارونما بود. در ابتدا میانگین وزن برای نوجوانان 61.4 کیلوگرم برای سرترالین و 62.5 کیلوگرم برای دارونما بود. بین سرترالین و دارونما در نسبت کاهش وزن مهم بالینی در کودکان نسبت به نوجوانان تفاوت بیشتری وجود داشت. برای کودکان، حدود 7٪ کاهش وزن بیش از 7٪ از وزن بدن در مقایسه با هیچ یک از بیماران دارونما داشتند. برای نوجوانان، حدود 2٪ کاهش وزن بیش از 7٪ از وزن بدن در مقایسه با حدود 1٪ از بیماران دارونما داشتند. زیرمجموعه‌ای از این بیماران که کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده را تکمیل کردند (سرترالین n=99، دارونما n=122) در یک مطالعه 24 هفته‌ای با دوز انعطاف‌پذیر، برچسب باز، مطالعه گسترش یافتند. میانگین کاهش وزن تقریباً 0.5 کیلوگرم در طی هشت هفته اول درمان برای افراد با اولین مواجهه با سرترالین در طول مطالعه گسترش برچسب باز مشاهده شد، مشابه با میانگین کاهش وزن مشاهده شده در بین افراد تحت درمان با سرترالین در طی هشت هفته اول کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی شده کنترل‌شده. آزمودنی‌هایی که در مطالعه با برچسب باز ادامه می‌دادند، تا هفته 12 درمان با سرترالین شروع به افزایش وزن در مقایسه با سطح پایه کردند. آن دسته از افراد که 34 هفته درمان سرترالین را تکمیل کردند (10 هفته در یک کارآزمایی کنترل شده با دارونما + 24 هفته برچسب باز، 68=n) افزایش وزن مشابه با آنچه که با استفاده از داده های همسالان با سن تعدیل شده بود مورد انتظار بود. اگر قرار است درمان بیمار کودک با SSRI طولانی مدت ادامه یابد، نظارت منظم بر وزن و رشد توصیه می شود. ایمنی و اثربخشی در بیماران کودکان زیر 6 سال ثابت نشده است. خطراتی که ممکن است با مصرف سرترالین بیش از یک سال در کودکان و نوجوانان مبتلا به OCD یا اختلال افسردگی اساسی همراه باشد، به طور سیستماتیک ارزیابی نشده است. تجویز کننده باید به خاطر داشته باشد که شواهدی که برای نتیجه گیری بر این که سرترالین برای استفاده در کودکان و نوجوانان بی خطر است، از مطالعات بالینی 10 تا 52 هفته و از برون یابی تجربیات به دست آمده با بیماران بزرگسال ناشی می شود. به طور خاص، هیچ مطالعه ای وجود ندارد که به طور مستقیم اثرات استفاده طولانی مدت سرترالین را بر رشد، رشد و بلوغ کودکان و نوجوانان ارزیابی کند. اگرچه هیچ یافته مثبتی وجود ندارد که نشان دهد سرترالین دارای ظرفیت تأثیر نامطلوب بر رشد، نمو یا بلوغ است، فقدان چنین یافته‌هایی شواهد قانع‌کننده‌ای مبنی بر عدم وجود پتانسیل سرترالین برای داشتن اثرات نامطلوب در مصرف مزمن نیست (به هشدارها - بدتر شدن بالینی و خطر خودکشی مراجعه کنید). استفاده از سالمندان ایالات متحده مطالعات بالینی سالمندان سرترالین در اختلال افسردگی اساسی شامل 663 فرد بالای 65 سال تحت درمان با سرترالین بود که از این تعداد، 180 نفر بالای 75 سال سن داشتند. هیچ تفاوت کلی در الگوی واکنش‌های جانبی در افراد کارآزمایی بالینی سالمندان نسبت به موارد گزارش شده در افراد جوان مشاهده نشد (به واکنش‌های نامطلوب مراجعه کنید)، و سایر تجربیات گزارش‌شده تفاوت‌هایی را در الگوهای ایمنی بین افراد مسن و جوان‌تر شناسایی نکرده‌اند. مانند تمام داروها، حساسیت بیشتر برخی افراد مسن را نمی توان رد کرد. 947 نفر در مطالعات بالینی سالمندان کنترل شده با دارونما سرترالین در اختلال افسردگی اساسی بودند. هیچ تفاوت کلی در الگوی اثربخشی در افراد کارآزمایی بالینی سالمندان نسبت به افراد گزارش شده در افراد جوان مشاهده نشد. سایر عوارض جانبی در بیماران سالمندی. در 354 فرد سالمند تحت درمان با سرترالین در کارآزمایی های کنترل شده با دارونما، نمایه کلی عوارض جانبی به طور کلی مشابه آنچه در جداول 2 و 3 نشان داده شده بود بود. عفونت دستگاه ادراری تنها عارضه جانبی بود که در جداول 2 و 3 ظاهر نشد و با بروز حداقل 2 درصد و با نرخی بیشتر از دارونماهای سه گانه کنترل شده گزارش شد. SSRIS و SNRIها، از جمله سرترالین، با موارد هیپوناترمی قابل توجه بالینی در بیماران مسن مرتبط بوده است، که ممکن است در معرض خطر بیشتری برای این عارضه جانبی قرار داشته باشند (به احتیاط ها، هیپوناترمی مراجعه کنید).

عوارض جانبی

During its premarketing assessment, multiple doses of sertraline were administered to over 4000 adult subjects as of February 18, 2000. The conditions and duration of exposure to sertraline varied greatly, and included (in overlapping categories) clinical pharmacology studies, open and double-blind studies, uncontrolled and controlled studies, inpatient and outpatient studies, fixed-dose and titration studies, and studies for multiple indications, including major depressive disorder, OCD, panic disorder, PTSD, PMDD and social anxiety disorder. Untoward events associated with this exposure were recorded by clinical investigators using terminology of their own choosing. Consequently, it is not possible to provide a meaningful estimate of the proportion of individuals experiencing adverse events without first grouping similar types of untoward events into a smaller number of standardized event categories. In the tabulations that follow, a World Health Organization dictionary of terminology has been used to classify reported adverse events. The frequencies presented, therefore, represent the proportion of the over 4000 adult individuals exposed to multiple doses of sertraline who experienced a treatment-emergent adverse event of the type cited on at least one occasion while receiving sertraline. An event was considered treatment-emergent if it occurred for the first time or worsened while receiving therapy following baseline evaluation. It is important to emphasize that events reported during therapy were not necessarily caused by it. The prescriber should be aware that the figures in the tables and tabulations cannot be used to predict the incidence of side effects in the course of usual medical practice where patient characteristics and other factors differ from those that prevailed in the clinical trials. Similarly, the cited frequencies cannot be compared with figures obtained from other clinical investigations involving different treatments, uses, and investigators. The cited figures, however, do provide the prescribing physician with some basis for estimating the relative contribution of drug and non-drug factors to the side effect incidence rate in the population studied. Incidence in Placebo-Controlled Trials Table 2 enumerates the most common treatment- emergent adverse events associated with the use of sertraline (incidence of at least 5% for sertraline and at least twice that for placebo within at least one of the indications) for the treatment of adult patients with major depressive disorder/other*, OCD, panic disorder, PTSD, PMDD and social anxiety disorder in placebo-controlled clinical trials. Most patients in major depressive disorder/other*, OCD, panic disorder, PTSD and social anxiety disorder studies received doses of 50 to 200 mg/day. Patients in the PMDD study with daily dosing throughout the menstrual cycle received doses of 50 to 150 mg/day, and in the PMDD study with dosing during the luteal phase of the menstrual cycle received doses of 50 to 100 mg/day. Table 3 enumerates treatment-emergent adverse events that occurred in 2% or more of adult patients treated with sertraline and with incidence greater than placebo who participated in controlled clinical trials comparing sertraline with placebo in the treatment of major depressive disorder/other*, OCD, panic disorder, PTSD, PMDD and social anxiety disorder. Table 3 provides combined data for the pool of studies that are provided separately by indication in Table 2. TABLE 1 MOST COMMON TREATMENT-EMERGENT ADVERSE EVENTS: INCIDENCE IN PLACEBO-CONTROLLED CLINICAL TRIALS Percentage of Patients Reporting Event Major Depressive Disorder/Other Major depressive disorder and other premarketing controlled trials. OCD Panic Disorder PTSD Body System/Adverse Event Sertraline (N=861) Placebo (N=853) Sertraline (N=533) Placebo (N=373) Sertraline (N=430) Placebo (N=275) Sertraline (N=374) Placebo (N=376) Autonomic Nervous System Disorders Ejaculation Failure Primarily ejaculatory delay. Denominator used was for male patients only (N=271 sertraline major depressive disorder/other*; N=271 placebo major depressive disorder/other*; N=296 sertraline OCD; N=219 placebo OCD; N=216 sertraline panic disorder; N=134 placebo panic disorder; N=130 sertraline PTSD; N=149 placebo PTSD; No male patients in PMDD studies; N=205 sertraline social anxiety disorder; N=153 placebo social anxiety disorder). 7 <1 17 2 19 1 11 1 Mouth Dry 16 9 14 9 15 10 11 6 Sweating Increased 8 3 6 1 5 1 4 2 Center. & Periph. Nerv. System Disorders Somnolence 13 6 15 8 15 9 13 9 Tremor 11 3 8 1 5 1 5 1 Dizziness 12 7 17 9 10 10 8 5 General Fatigue 11 8 14 10 11 6 10 5 Pain 1 2 3 1 3 3 4 6 Malaise <1 1 1 1 7 14 10 10 Gastrointestinal Disorders Abdominal Pain 2 2 5 5 6 7 6 5 Anorexia 3 2 11 2 7 2 8 2 Constipation 8 6 6 4 7 3 3 3 Diarrhea/Loose Stools 18 9 24 10 20 9 24 15 Dyspepsia 6 3 10 4 10 8 6 6 Nausea 26 12 30 11 29 18 21 11 Psychiatric Disorders Agitation 6 4 6 3 6 2 5 5 Insomnia 16 9 28 12 25 18 20 11 Libido Decreased 1 <1 11 2 7 1 7 2 Percentage of Patients Reporting Event PMDD Daily Dosing PMDD Luteal Phase Dosing (2) Social Anxiety Disorder Body System/ Adverse Event Sertraline (N=121) Placebo (N=122) Sertraline (N=136) Placebo (N=127) Sertraline (N=344) Placebo (N=268) (1) Primarily ejaculatory delay. Denominator used was for male patients only (N=271 sertraline major depressive disorder/other * ; N=271 placebo major depressive disorder/other * ; N=296 sertraline OCD; N=219 placebo OCD; N=216 sertraline panic disorder; N=134 placebo panic disorder; N=130 sertraline PTSD; N=149 placebo PTSD; No male patients in PMDD studies; N=205 sertraline social anxiety disorder; N=153 placebo social anxiety disorder). * Major depressive disorder and other premarketing controlled trials. (2) The luteal phase and daily dosing PMDD trials were not designed for making direct comparisons between the two dosing regimens. Therefore, a comparison between the two dosing regimens of the PMDD trials of incidence rates shown in Table 2 should be avoided. Autonomic Nervous System Disorders Ejaculation Failure (1) N/A N/A N/A N/A 14 - Mouth Dry 6 3 10 3 12 4 Sweating Increased 6 <1 3 0 11 2 Center. & Periph. Nerv. System Disorders Somnolence 7 <1 2 0 9 6 Tremor 2 0 <1 <1 9 3 Dizziness 6 3 7 5 14 6 General Fatigue 16 7 10 <1 12 6 Pain 6 <1 3 2 1 3 Malaise 9 5 7 5 8 3 Gastrointestinal Disorders Abdominal Pain 7 <1 3 3 5 5 Anorexia 3 2 5 0 6 3 Constipation 2 3 1 2 5 3 Diarrhea/Loose Stools 13 3 13 7 21 8 Dyspepsia 7 2 7 3 13 5 Nausea 23 9 13 3 22 8 Psychiatric Disorders Agitation 2 <1 1 0 4 2 Insomnia 17 11 12 10 25 10 Libido Decreased 11 2 4 2 9 3 TABLE 2 TREATMENT-EMERGENT ADVERSE EVENTS: INCIDENCE IN PLACEBO-CONTROLLED CLINICAL TRIALS Percentage of Patients Reporting Event Major Depressive Disorder/Other * , OCD, Panic Disorder, PTSD, PMDD and Social Anxiety Disorder combined Body System/Adverse Event ** Sertraline (N=2799) Placebo (N=2394) * Major depressive disorder and other premarketing controlled trials. ** Included are events reported by at least 2% of patients taking sertraline except the following events, which had an incidence on placebo greater than or equal to sertraline: abdominal pain, back pain, flatulence, malaise, pain, pharyngitis, respiratory disorder, upper respiratory tract infection. (1) Primarily ejaculatory delay. Denominator used was for male patients only (N=1118 sertraline; N=926 placebo). Autonomic Nervous System Disorders Ejaculation Failure (1) 14 1 Mouth Dry 14 8 Sweating Increased 7 2 Center. & Periph. Nerv. System Disorders Somnolence 13 7 Dizziness 12 7 Headache 25 23 Paresthesia 2 1 Tremor 8 2 Disorders of Skin and Appendages Rash 3 2 Gastrointestinal Disorders Anorexia 6 2 Constipation 6 4 Diarrhea/Loose Stools 20 10 Dyspepsia 8 4 Nausea 25 11 Vomiting 4 2 General Fatigue 12 7 Psychiatric Disorders Agitation 5 3 Anxiety 4 3 Insomnia 21 11 Libido Decreased 6 2 Nervousness 5 4 Special Senses Vision Abnormal 3 2 Associated with Discontinuation in Placebo-Controlled Clinical Trials Table 4 lists the adverse events associated with discontinuation of sertraline (sertraline hydrochloride) treatment (incidence at least twice that for placebo and at least 1% for sertraline in clinical trials) in major depressive disorder/other*, OCD, panic disorder, PTSD, PMDD and social anxiety disorder. TABLE 3 MOST COMMON ADVERSE EVENTS ASSOCIATED WITH DISCONTINUATION IN PLACEBO-CONTROLLED CLINICAL TRIALS Adverse Event Major Depressive Disorder/Other Major depressive disorder and other premarketing controlled trials. , OCD, Panic Disorder, PTSD, PMDD and Social Anxiety Disorder combined (N=2799) Major Depressive Disorder/Other (N=861) OCD (N=533) Panic Disorder (N=430) PTSD (N=374) PMDD Daily Dosing (N=121) PMDD Luteal Phase Dosing (N=136) Social Anxiety Disorder (N=344) Abdominal Pain - - - - - - - 1% Agitation - 1% - 2% - - - - Anxiety - - - - - - - 2% Diarrhea/ Loose Stools 2% 2% 2% 1% - 2% - - Dizziness - - 1% - - - - - Dry Mouth - 1% - - - - - - Dyspepsia - - - 1% - - - - Ejaculation Failure Primarily ejaculatory delay. Denominator used was for male patients only (N=271 major depressive disorder/other*; N=296 OCD; N=216 panic disorder; N=130 PTSD; No male patients in PMDD studies; N=205 social anxiety disorder). 1% 1% 1% 2% - N/A N/A 2% Fatigue - - - - - - - 2% Headache 1% 2% - - 1% - - 2% Hot Flushes - - - - - - 1% - Insomnia 2% 1% 3% 2% - - 1% 3% Nausea 3% 4% 3% 3% 2% 2% 1% 2% Nervousness - - - - - 2% - - Palpitation - - - - - - 1% - Somnolence 1% 1% 2% 2% - - - - Tremor - 2% - - - - - - Male and Female Sexual Dysfunction with SSRIs Although changes in sexual desire, sexual performance and sexual satisfaction often occur asmanifestations of a psychiatric disorder, they may also be a consequence of pharmacologictreatment. In particular, some evidence suggests that selective serotonin reuptake inhibitors(SSRIs) can cause such untoward sexual experiences. Reliable estimates of the incidence andseverity of untoward experiences involving sexual desire, performance and satisfaction are difficult to obtain, however, in part because patients and physicians may be reluctant to discuss them. Accordingly, estimates of the incidence of untoward sexual experience and performance cited in product labeling, are likely to underestimate their actual incidence. Table 5 below displays the incidence of sexual side effects reported by at least 2% of patients taking sertraline in placebo-controlled trials. TABLE Adverse Event Sertraline Placebo Ejaculation failure Denominator used was for male patients only (N=1118 sertraline; N=926 placebo) (primarily delayed ejaculation) 14% 1% Decreased libido Denominator used was for male and female patients (N=2799 sertraline; N=2394 placebo) 6% 1% There are no adequate and well-controlled studies examining sexual dysfunction with sertraline treatment. Priapism has been reported with all SSRIs. While it is difficult to know the precise risk of sexual dysfunction associated with the use of SSRIs, physicians should routinely inquire about such possible side effects. Other Adverse Events in Pediatric Patients In over 600 pediatric patients treated with sertraline, the overall profile of adverse events was generally similar to that seen in adult studies. However, the following adverse events, from controlled trials, not appearing in Tables 2 and 3, were reported at an incidence of at least 2% and occurred at a rate of at least twice the placebo rate (N=281 patients treated with sertraline): fever, hyperkinesia, urinary incontinence, aggressive reaction, sinusitis, epistaxis and purpura. Other Events Observed During the Premarketing Evaluation of sertraline hydrochloride Following is a list of treatment-emergent adverse events reported during premarketing assessment of sertraline in clinical trials (over 4000 adult subjects) except those already listed in the previous tables or elsewhere in labeling. In the tabulations that follow, a World Health Organization dictionary of terminology has been used to classify reported adverse events. The frequencies presented, therefore, represent the proportion of the over 4000 adult individuals exposed to multiple doses of sertraline who experienced an event of the type cited on at least one occasion while receiving sertraline. All events are included except those already listed in the previous tables or elsewhere in labeling and those reported in terms so general as to be uninformative and those for which a causal relationship to sertraline treatment seemed remote. It is important to emphasize that although the events reported occurred during treatment with sertraline, they were not necessarily caused by it. Events are further categorized by body system and listed in order of decreasing frequency according to the following definitions: frequent adverse events are those occurring on one or more occasions in at least 1/100 patients; infrequent adverse events are those occurring in 1/100 to 1/1000 patients; rare events are those occurring in fewer than 1/1000 patients. Events of major clinical importance are also described in the PRECAUTIONS section. Autonomic Nervous System Disorders Frequent: impotence. Infrequent: flushing, increased saliva, cold clammy skin, mydriasis. Rare: pallor, glaucoma, priapism, vasodilation. Body as a Whole-General Disorders Rare: allergic reaction, allergy. Cardiovascular Frequent: palpitations, chest pain. Infrequent: hypertension, tachycardia, postural dizziness, postural hypotension, periorbital edema, peripheral edema, hypotension, peripheral ischemia, syncope, edema, dependent edema. Rare: precordial chest pain, substernal chest pain, aggravated hypertension, myocardial infarction, cerebrovascular disorder. Central and Peripheral Nervous System Disorders Frequent : hypertonia, hypoesthesia. Infrequent : twitching, confusion, hyperkinesia, vertigo, ataxia, migraine, abnormal coordination, hyperesthesia, leg cramps, abnormal gait, nystagmus, hypokinesia. Rare: dysphonia, coma, dyskinesia, hypotonia, ptosis, choreoathetosis, hyporeflexia. Disorders of Skin and Appendages Infrequent : pruritus, acne, urticaria, alopecia, dry skin, erythematous rash, photosensitivity reaction, maculopapular rash. Rare: follicular rash, eczema, dermatitis, contact dermatitis, bullous eruption, hypertrichosis, skin discoloration, pustular rash. Endocrine Disorders Rare: exophthalmos, gynecomastia. Gastrointestinal Disorders Frequent: appetite increased. Infrequent : dysphagia, tooth caries aggravated, eructation, esophagitis, gastroenteritis. Rare: melena, glossitis, gum hyperplasia, hiccup, stomatitis, tenesmus, colitis, diverticulitis, fecal incontinence, gastritis, rectum hemorrhage, hemorrhagic peptic ulcer, proctitis, ulcerative stomatitis, tongue edema, tongue ulceration. General Frequent: back pain, asthenia, malaise, weight increase. Infrequent: fever, rigors, generalized edema. Rare: face edema, aphthous stomatitis. Hearing and Vestibular Disorders Rare: hyperacusis, labyrinthine disorder. Hematopoietic and Lymphatic Rare: anemia, anterior chamber eye hemorrhage. Liver and Biliary System Disorders Rare: abnormal hepatic function. Metabolic and Nutritional Disorders Infrequent: thirst. Rare: hypoglycemia, hypoglycemia reaction. Musculoskeletal System Disorders Frequent: myalgia. Infrequent: arthralgia, dystonia, arthrosis, muscle cramps, muscle weakness. Psychiatric Disorders Frequent: yawning, other male sexual dysfunction, other female sexual dysfunction. Infrequent: depression, amnesia, paroniria, teeth-grinding, emotional lability, apathy, abnormal dreams, euphoria, paranoid reaction, hallucination, aggressive reaction, aggravated depression, delusions. Rare: withdrawal syndrome, suicide ideation, libido increased, somnambulism, illusion. Reproductive Infrequent: menstrual disorder, dysmenorrhea, intermenstrual bleeding, vaginal hemorrhage, amenorrhea, leukorrhea. Rare: female breast pain, menorrhagia, balanoposthitis, breast enlargement, atrophic vaginitis, acute female mastitis. Respiratory System Disorders Frequent : rhinitis. Infrequent: coughing, dyspnea, upper respiratory tract infection, epistaxis, bronchospasm, sinusitis. Rare: hyperventilation, bradypnea, stridor, apnea, bronchitis, hemoptysis, hypoventilation, laryngismus, laryngitis. Special Senses Frequent: tinnitus. Infrequent: conjunctivitis, earache, eye pain, abnormal accommodation. Rare: xerophthalmia, photophobia, diplopia, abnormal lacrimation, scotoma, visual field defect. Urinary System Disorders Infrequent: micturition frequency, polyuria, urinary retention, dysuria, nocturia, urinary incontinence. Rare: cystitis, oliguria, pyelonephritis, hematuria, renal pain, strangury. Laboratory Tests In man, asymptomatic elevations in serum transaminases (SGOT [or AST] and SGPT [or ALT]) have been reported infrequently (approximately 0.8%) in association with sertraline hydrochloride administration. These hepatic enzyme elevations usually occurred within the first 1 to 9 weeks of drug treatment and promptly diminished upon drug discontinuation. Sertraline therapy was associated with small mean increases in total cholesterol (approximately 3%) and triglycerides (approximately 5%), and a small mean decrease in serum uric acid (approximately 7%) of no apparent clinical importance. The safety profile observed with sertraline treatment in patients with major depressive disorder, OCD, panic disorder, PTSD, PMDD and social anxiety disorder is similar. Other Events Observed During the Post marketing Evaluation of Sertraline Hydrochloride Reports of adverse events temporally associated with sertraline that have been received since market introduction, that are not listed above and that may have no causal relationship with the drug, include the following: acute renal failure, anaphylactoid reaction, angioedema, blindness, optic neuritis, cataract, increased coagulation times, bradycardia, AV block, atrial arrhythmias, QT-interval prolongation, ventricular tachycardia (including torsade de pointes-type arrhythmias), cerebrovascular spasm (including reversible cerebral vasconstriction syndrome and Call-Fleming syndrome), hypothyroidism, agranulocytosis, aplastic anemia and pancytopenia, leukopenia, thrombocytopenia, lupus-like syndrome, serum sickness, diabetes mellitus, hyperglycemia, galactorrhea, hyperprolactinemia, extrapyramidal symptoms, oculogyric crisis, serotonin syndrome, psychosis, pulmonary hypertension, severe skin reactions, which potentially can be fatal, such as Stevens- Johnson syndrome, vasculitis, photosensitivity and other severe cutaneous disorders, rare reports of pancreatitis, and liver events—clinical features (which in the majority of cases appeared to be reversible with discontinuation of sertraline) occurring in one or more patients include: elevated enzymes, increased bilirubin, hepatomegaly, hepatitis, jaundice, abdominal pain, vomiting, liver failure and death.

مصرف بیش از حد

Human Experience Of 1,027 cases of overdose involving sertraline hydrochloride worldwide, alone or with other drugs, there were 72 deaths (circa 1999). Among 634 overdoses in which sertraline hydrochloride was the only drug ingested, 8 resulted in fatal outcome, 75 completely recovered, and 27 patients experienced sequelae after overdosage to include alopecia, decreased libido, diarrhea, ejaculation disorder, fatigue, insomnia, somnolence and serotonin syndrome. The remaining 524 cases had an unknown outcome. The most common signs and symptoms associated with non-fatal sertraline hydrochloride overdosage were somnolence, vomiting, tachycardia, nausea, dizziness, agitation and tremor. The largest known ingestion was 13.5 grams in a patient who took sertraline hydrochloride alone and subsequently recovered. However, another patient who took 2.5 grams of sertraline hydrochloride alone experienced a fatal outcome. Other important adverse events reported with sertraline hydrochloride overdose (single or multiple drugs) include bradycardia, bundle branch block, coma, convulsions, delirium, hallucinations, hypertension, hypotension, manic reaction, pancreatitis, QT-interval prolongation, serotonin syndrome, stupor and syncope. Overdose Management Treatment should consist of those general measures employed in the management of overdosage with any antidepressant. Ensure an adequate airway, oxygenation and ventilation. Monitor cardiac rhythm and vital signs. General supportive and symptomatic measures are also recommended. Induction of emesis is not recommended. Gastric lavage with a large-bore orogastric tube with appropriate airway protection, if needed, may be indicated if performed soon after ingestion, or in symptomatic patients. Activated charcoal should be administered. Due to large volume of distribution of this drug, forced diuresis, dialysis, hemoperfusion and exchange transfusion are unlikely to be of benefit. No specific antidotes for sertraline are known. In managing overdosage, consider the possibility of multiple drug involvement. The physician should consider contacting a poison control center on the treatment of any overdose. Telephone numbers for certified poison control centers are listed in the Physicians' Desk Reference ® (PDR ® ).

سوءمصرف و وابستگی

Controlled Substance Class Sertraline hydrochloride is not a controlled substance. Physical and Psychological Dependence In a placebo-controlled, double-blind, randomized study of the comparative abuse liability of sertraline, alprazolam, and d-amphetamine in humans, sertraline did not produce the positive subjective effects indicative of abuse potential, such as euphoria or drug liking, that were observed with the other two drugs. Premarketing clinical experience with sertraline did not reveal any tendency for a withdrawal syndrome or any drug-seeking behavior. In animal studies sertraline does not demonstrate stimulant or barbiturate-like (depressant) abuse potential. As with any CNS active drug, however, physicians should carefully evaluate patients for history of drug abuse and follow such patients closely, observing them for signs of sertraline misuse or abuse (e.g., development of tolerance, incrementation of dose, drug-seeking behavior).

مادران شیرده

It is not known whether, and if so in what amount, sertraline or its metabolites are excreted in human milk. Because many drugs are excreted in human milk, caution should be exercised when sertraline is administered to a nursing woman.

مصرف در کودکان

The efficacy of sertraline for the treatment of obsessive-compulsive disorder was demonstrated in a 12-week, multicenter, placebo-controlled study with 187 outpatients ages 6 to 17 (see Clinical Trials under CLINICAL PHARMACOLOGY ). Safety and effectiveness in the pediatric population other than pediatric patients with OCD have not been established (see Error! Hyperlink reference not valid. and WARNINGS - Clinical Worsening and Suicide Risk ). Two placebo controlled trials (n=373) in pediatric patients with MDD have been conducted with sertraline, and the data were not sufficient to support a claim for use in pediatric patients. Anyone considering the use of sertraline in a child or adolescent must balance the potential risks with the clinical need. The safety of sertraline use in children and adolescents with OCD, ages 6 to 18, was evaluated in a 12-week, multicenter, placebo-controlled study with 187 outpatients, ages 6 to 17, and in a flexible dose, 52 week open extension study of 137 patients, ages 6 to 18, who had completed the initial 12-week, double-blind, placebo-controlled study. sertraline was administered at doses of either 25 mg/day (children, ages 6 to 12) or 50 mg/day (adolescents, ages 13 to 18) and then titrated in weekly 25 mg/day or 50 mg/day increments, respectively, to a maximum dose of 200 mg/day based upon clinical response. The mean dose for completers was 157 mg/day. In the acute 12 week pediatric study and in the 52 week study, sertraline had an adverse event profile generally similar to that observed in adults. Sertraline pharmacokinetics were evaluated in 61 pediatric patients between 6 and 17 years of age with major depressive disorder or OCD and revealed similar drug exposures to those of adults when plasma concentration was adjusted for weight (see Pharmacokinetics under CLINICAL PHARMACOLOGY ). Approximately 600 patients with major depressive disorder or OCD between 6 and 17 years of age have received sertraline in clinical trials, both controlled and uncontrolled. The adverse event profile observed in these patients was generally similar to that observed in adult studies with sertraline (see ADVERSE REACTIONS ). As with other SSRIs, decreased appetite and weight loss have been observed in association with the use of sertraline. In a pooled analysis of two 10-week, double-blind, placebo-controlled, flexible dose (50 to 200 mg) outpatient trials for major depressive disorder (n=373), there was a difference in weight change between sertraline and placebo of roughly 1 kilogram, for both children (ages 6 to 11) and adolescents (ages 12 to 17), in both cases representing a slight weight loss for sertraline compared to a slight gain for placebo. At baseline the mean weight for children was 39.0 kg for sertraline and 38.5 kg for placebo. At baseline the mean weight for adolescents was 61.4 kg for sertraline and 62.5 kg for placebo. There was a bigger difference between sertraline and placebo in the proportion of outliers for clinically important weight loss in children than in adolescents. For children, about 7% had a weight loss > 7% of body weight compared to none of the placebo patients; for adolescents, about 2% had a weight loss > 7% of body weight compared to about 1% of the placebo patients. A subset of these patients who completed the randomized controlled trials (sertraline n=99, placebo n=122) were continued into a 24-week, flexible-dose, open-label, extension study. A mean weight loss of approximately 0.5 kg was seen during the first eight weeks of treatment for subjects with first exposure to sertraline during the open-label extension study, similar to mean weight loss observed among sertraline treated subjects during the first eight weeks of the randomized controlled trials. The subjects continuing in the open label study began gaining weight compared to baseline by week 12 of sertraline treatment. Those subjects who completed 34 weeks of sertraline treatment (10 weeks in a placebo controlled trial + 24 weeks open label, n=68) had weight gain that was similar to that expected using data from age- adjusted peers. Regular monitoring of weight and growth is recommended if treatment of a pediatric patient with an SSRI is to be continued long term. Safety and effectiveness in pediatric patients below the age of 6 have not been established. The risks, if any, that may be associated with sertraline's use beyond 1 year in children and adolescents with OCD or major depressive disorder have not been systematically assessed. The prescriber should be mindful that the evidence relied upon to conclude that sertraline is safe for use in children and adolescents derives from clinical studies that were 10 to 52 weeks in duration and from the extrapolation of experience gained with adult patients. In particular, there are no studies that directly evaluate the effects of long-term sertraline use on the growth, development, and maturation of children and adolescents. Although there is no affirmative finding to suggest that sertraline possesses a capacity to adversely affect growth, development or maturation, the absence of such findings is not compelling evidence of the absence of the potential of sertraline to have adverse effects in chronic use (see WARNINGS - Clinical Worsening and Suicide Risk ).

مصرف در سالمندان

U.S. geriatric clinical studies of sertraline in major depressive disorder included 663 sertraline-treated subjects ≥ 65 years of age, of those, 180 were ≥ 75 years of age. No overall differences in the pattern of adverse reactions were observed in the geriatric clinical trial subjects relative to those reported in younger subjects (see ADVERSE REACTIONS ), and other reported experience has not identified differences in safety patterns between the elderly and younger subjects. As with all medications, greater sensitivity of some older individuals cannot be ruled out. There were 947 subjects in placebo-controlled geriatric clinical studies of sertraline in major depressive disorder. No overall differences in the pattern of efficacy were observed in the geriatric clinical trial subjects relative to those reported in younger subjects. Other Adverse Events in Geriatric Patients. In 354 geriatric subjects treated with sertraline in placebo-controlled trials, the overall profile of adverse events was generally similar to that shown in Tables 2 and 3. Urinary tract infection was the only adverse event not appearing in Tables 2 and 3 and reported at an incidence of at least 2% and at a rate greater than placebo in placebo-controlled trials. SSRIS and SNRIs, including sertraline, have been associated with cases of clinically significant hyponatremia in elderly patients, who may be at greater risk for this adverse event (see PRECAUTIONS , Hyponatremia ).

توضیحات

Sertraline hydrochloride is a selective serotonin reuptake inhibitor (SSRI) for oral administration. It has a molecular weight of 342.7. Sertraline hydrochloride has the following chemical name: (1S-cis)-4-(3,4-dichlorophenyl)-1,2,3,4-tetrahydro-N-methyl-1-naphthalenamine hydrochloride. The empirical formula C 17 H 17 NCl 2

  • HCl is represented by the following structural formula: Sertraline hydrochloride is a white to off white crystalline powder that is sparingly soluble in methanol and dimethyl formamide. Sertraline hydrochloride is supplied for oral administration as film-coated tablets containing sertraline hydrochloride equivalent to 25, 50 and 100 mg of sertraline and the following inactive ingredients: D & C Yellow #10 (in 25 mg tablet), dibasic calcium phosphate anhydrous, FD & C Blue #1 (in 25 mg tablet), FD & C Blue #2 (in 50 mg tablet), FD & C Red #40 (in 25 mg tablet), hydroxypropyl cellulose, hypromellose, iron oxide yellow (in 100 mg tablet), magnesium stearate, microcrystalline cellulose, polyethylene glycol, polysorbate 80, sodium starch glycolate and titanium dioxide. Image 1

فارماکولوژی بالینی

Pharmacodynamics The mechanism of action of sertraline is presumed to be linked to its inhibition of CNS neuronal uptake of serotonin (5HT). Studies at clinically relevant doses in man have demonstrated that sertraline blocks the uptake of serotonin into human platelets. In vitro studies in animals also suggest that sertraline is a potent and selective inhibitor of neuronal serotonin reuptake and has only very weak effects on norepinephrine and dopamine neuronal reuptake. In vitro studies have shown that sertraline has no significant affinity for adrenergic (alpha 1 , alpha 2 , beta), cholinergic, GABA, dopaminergic, histaminergic, serotonergic (5HT 1A , 5HT 1B , 5HT 2 ), or benzodiazepine receptors; antagonism of such receptors has been hypothesized to be associated with various anticholinergic, sedative, and cardiovascular effects for other psychotropic drugs. The chronic administration of sertraline was found in animals to down regulate brain norepinephrine receptors, as has been observed with other drugs effective in the treatment of major depressive disorder. Sertraline does not inhibit monoamine oxidase. Pharmacokinetics Systemic Bioavailability In man, following oral once-daily dosing over the range of 50 to 200 mg for 14 days, mean peak plasma concentrations (C max ) of sertraline occurred between 4.5 to 8.4 hours post-dosing. The average terminal elimination half-life of plasma sertraline is about 26 hours. Based on this pharmacokinetic parameter, steady-state sertraline plasma levels should be achieved after approximately one week of once-daily dosing. Linear dose-proportional pharmacokinetics were demonstrated in a single dose study in which the C max and area under the plasma concentration time curve (AUC) of sertraline were proportional to dose over a range of 50 to 200 mg. Consistent with the terminal elimination half-life, there is an approximately two-fold accumulation, compared to a single dose, of sertraline with repeated dosing over a 50 to 200 mg dose range. The single dose bioavailability of sertraline tablets is approximately equal to an equivalent dose of solution. In a relative bioavailability study comparing the pharmacokinetics of 100 mg sertraline as the oral solution to a 100 mg sertraline tablet in 16 healthy adults, the solution to tablet ratio of geometric mean AUC and C max values were 114.8% and 120.6%, respectively. 90% confidence intervals (CI) were within the range of 80 to 125% with the exception of the upper 90% CI limit for C max which was 126.5%. The effects of food on the bioavailability of the sertraline tablet was studied in subjects administered a single dose with and without food. For the tablet, AUC was slightly increased when drug was administered with food but the C max was 25% greater, while the time to reach peak plasma concentration (T max ) decreased from 8 hours post-dosing to 5.5 hours. Metabolism Sertraline undergoes extensive first pass metabolism. The principal initial pathway of metabolism for sertraline is N-demethylation. N-desmethylsertraline has a plasma terminal elimination half-life of 62 to 104 hours. Both in vitro biochemical and in vivo pharmacological testing have shown N-desmethylsertraline to be substantially less active than sertraline. Both sertraline and N-desmethylsertraline undergo oxidative deamination and subsequent reduction, hydroxylation, and glucuronide conjugation. In a study of radiolabeled sertraline involving two healthy male subjects, sertraline accounted for less than 5% of the plasma radioactivity. About 40 to 45% of the administered radioactivity was recovered in urine in 9 days. Unchanged sertraline was not detectable in the urine. For the same period, about 40 to 45% of the administered radioactivity was accounted for in feces, including 12 to 14% unchanged sertraline. Desmethylsertraline exhibits time-related, dose dependent increases in AUC (0-24 hour), C max and C min , with about a 5 to 9 fold increase in these pharmacokinetic parameters between day 1 and day 14. Protein Binding In vitro protein binding studies performed with radiolabeled 3 H-sertraline showed that sertraline is highly bound to serum proteins (98%) in the range of 20 to 500 ng/mL. However, at up to 300 and 200 ng/mL concentrations, respectively, sertraline and N-desmethylsertraline did not alter the plasma protein binding of two other highly protein bound drugs, viz., warfarin and propranolol (see PRECAUTIONS ). Pediatric Pharmacokinetics Sertraline pharmacokinetics were evaluated in a group of 61 pediatric patients (29 aged 6 to 12 years, 32 aged 13 to 17 years) with a DSM-III-R diagnosis of major depressive disorder or obsessive-compulsive disorder. Patients included both males (N=28) and females (N=33). During 42 days of chronic sertraline dosing, sertraline was titrated up to 200 mg/day and maintained at that dose for a minimum of 11 days. On the final day of sertraline 200 mg/day, the 6 to 12 year old group exhibited a mean sertraline AUC (0 to 24 hr) of 3107 ng-hr/mL, mean C max of 165 ng/mL, and mean half-life of 26.2 hr. The 13 to 17 year old group exhibited a mean sertraline AUC (0 to 24 hr) of 2296 ng-hr/mL, mean C max of 123 ng/mL, and mean half-life of 27.8 hr. Higher plasma levels in the 6 to 12 year old group were largely attributable to patients with lower body weights. No gender associated differences were observed. By comparison, a group of 22 separately studied adults between 18 and 45 years of age (11 male, 11 female) received 30 days of 200 mg/day sertraline and exhibited a mean sertraline AUC (0 to 24 hr) of 2570 ng-hr/mL, mean C max of 142 ng/mL, and mean half-life of 27.2 hr. Relative to the adults, both the 6 to 12 year olds and the 13 to 17 year olds showed about 22% lower AUC (0 to 24 hr) and C max values when plasma concentration was adjusted for weight. These data suggest that pediatric patients metabolize sertraline with slightly greater efficiency than adults. Nevertheless, lower doses may be advisable for pediatric patients given their lower body weights, especially in very young patients, in order to avoid excessive plasma levels (see DOSAGE AND ADMINISTRATION ). Age Sertraline plasma clearance in a group of 16 (8 male, 8 female) elderly patients treated for 14 days at a dose of 100 mg/day was approximately 40% lower than in a similarly studied group of younger (25 to 32 y.o.) individuals. Steady-state, therefore, should be achieved after 2 to 3 weeks in older patients. The same study showed a decreased clearance of desmethylsertraline in older males, but not in older females. Liver Disease As might be predicted from its primary site of metabolism, liver impairment can affect the elimination of sertraline. In patients with chronic mild liver impairment (N=10, 8 patients with Child-Pugh scores of 5 to 6 and 2 patients with Child-Pugh scores of 7 to 8) who received 50 mg sertraline per day maintained for 21 days, sertraline clearance was reduced, resulting in approximately 3-fold greater exposure compared to age-matched volunteers with no hepatic impairment (N=10). The exposure to desmethylsertraline was approximately 2-fold greater compared to age-matched volunteers with no hepatic impairment. There were no significant differences in plasma protein binding observed between the two groups. The effects of sertraline in patients with moderate and severe hepatic impairment have not been studied. The results suggest that the use of sertraline in patients with liver disease must be approached with caution. If sertraline is administered to patients with liver impairment, a lower or less frequent dose should be used (see PRECAUTIONS and DOSAGE AND ADMINISTRATION ). Renal Disease Sertraline is extensively metabolized and excretion of unchanged drug in urine is a minor route of elimination. In volunteers with mild to moderate (CLcr=30 to 60 mL/min), moderate to severe (CLcr=10 to 29 mL/min) or severe (receiving hemodialysis) renal impairment (N=10 each group), the pharmacokinetics and protein binding of 200 mg sertraline per day maintained for 21 days were not altered compared to age-matched volunteers (N=12) with no renal impairment. Thus sertraline multiple dose pharmacokinetics appear to be unaffected by renal impairment (see PRECAUTIONS ). Clinical Trials Major Depressive Disorder The efficacy of sertraline as a treatment for major depressive disorder was established in two placebo-controlled studies in adult outpatients meeting DSM-III criteria for major depressive disorder. Study 1 was an 8-week study with flexible dosing of sertraline in a range of 50 to 200 mg/day; the mean dose for completers was 145 mg/day. Study 2 was a 6-week fixed-dose study, including sertraline doses of 50, 100, and 200 mg/day. Overall, these studies demonstrated sertraline to be superior to placebo on the Hamilton Depression Rating Scale and the Clinical Global Impression Severity and Improvement scales. Study 2 was not readily interpretable regarding a dose response relationship for effectiveness. Study 3 involved depressed outpatients who had responded by the end of an initial 8-week open treatment phase on sertraline 50 to 200 mg/day. These patients (N=295) were randomized to continuation for 44 weeks on double-blind sertraline 50 to 200 mg/day or placebo. A statistically significantly lower relapse rate was observed for patients taking sertraline compared to those on placebo. The mean dose for completers was 70 mg/day. Analyses for gender effects on outcome did not suggest any differential responsiveness on the basis of sex. Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) The effectiveness of sertraline in the treatment of OCD was demonstrated in three multicenter placebo-controlled studies of adult outpatients (Studies 1 to 3). Patients in all studies had moderate to severe OCD (DSM-III or DSM-III-R) with mean baseline ratings on the Yale-Brown Obsessive-Compulsive Scale (YBOCS) total score ranging from 23 to 25. Study 1 was an 8-week study with flexible dosing of sertraline in a range of 50 to 200 mg/day; the mean dose for completers was 186 mg/day. Patients receiving sertraline experienced a mean reduction of approximately 4 points on the YBOCS total score which was significantly greater than the mean reduction of 2 points in placebo-treated patients. Study 2 was a 12-week fixed-dose study, including sertraline doses of 50, 100, and 200 mg/day. Patients receiving sertraline doses of 50 and 200 mg/day experienced mean reductions of approximately 6 points on the YBOCS total score which were significantly greater than the approximately 3 point reduction in placebo-treated patients. Study 3 was a 12-week study with flexible dosing of sertraline in a range of 50 to 200 mg/day; the mean dose for completers was 185 mg/day. Patients receiving sertraline experienced a mean reduction of approximately 7 points on the YBOCS total score which was significantly greater than the mean reduction of approximately 4 points in placebo-treated patients. Analyses for age and gender effects on outcome did not suggest any differential responsiveness on the basis of age or sex. The effectiveness of sertraline for the treatment of OCD was also demonstrated in a 12-week, multicenter, placebo-controlled, parallel group study in a pediatric outpatient population (children and adolescents, ages 6 to 17). Patients receiving sertraline in this study were initiated at doses of either 25 mg/day (children, ages 6 to 12) or 50 mg/day (adolescents, ages 13 to 17), and then titrated over the next four weeks to a maximum dose of 200 mg/day, as tolerated. The mean dose for completers was 178 mg/day. Dosing was once a day in the morning or evening. Patients in this study had moderate to severe OCD (DSM-III-R) with mean baseline ratings on the Children's Yale-Brown Obsessive-Compulsive Scale (CYBOCS) total score of 22. Patients receiving sertraline experienced a mean reduction of approximately 7 units on the CYBOCS total score which was significantly greater than the 3 unit reduction for placebo patients. Analyses for age and gender effects on outcome did not suggest any differential responsiveness on the basis of age or sex. In a longer-term study, patients meeting DSM-III-R criteria for OCD who had responded during a 52-week single-blind trial on sertraline 50 to 200 mg/day (n=224) were randomized to continuation of sertraline or to substitution of placebo for up to 28 weeks of observation for discontinuation due to relapse or insufficient clinical response. Response during the single-blind phase was defined as a decrease in the YBOCS score of ≥ 25% compared to baseline and a CGI-I of 1 (very much improved), 2 (much improved) or 3 (minimally improved). Relapse during the double-blind phase was defined as the following conditions being met (on three consecutive visits for 1 and 2, and for visit 3 for condition 3): (1) YBOCS score increased by ≥ 5 points, to a minimum of 20, relative to baseline; (2) CGI-I increased by ≥ one point; and (3) worsening of the patient's condition in the investigator's judgment, to justify alternative treatment. Insufficient clinical response indicated a worsening of the patient's condition that resulted in study discontinuation, as assessed by the investigator. Patients receiving continued sertraline treatment experienced a significantly lower rate of discontinuation due to relapse or insufficient clinical response over the subsequent 28 weeks compared to those receiving placebo. This pattern was demonstrated in male and female subjects. Panic Disorder The effectiveness of sertraline in the treatment of panic disorder was demonstrated in three double-blind, placebo-controlled studies (Studies 1 to 3) of adult outpatients who had a primary diagnosis of panic disorder (DSM-III-R), with or without agoraphobia. Studies 1 and 2 were 10-week flexible dose studies. Sertraline was initiated at 25 mg/day for the first week, and then patients were dosed in a range of 50 to 200 mg/day on the basis of clinical response and toleration. The mean sertraline doses for completers to 10 weeks were 131 mg/day and 144 mg/day, respectively, for Studies 1 and 2. In these studies, sertraline was shown to be significantly more effective than placebo on change from baseline in panic attack frequency and on the Clinical Global Impression Severity of Illness and Global Improvement scores. The difference between sertraline and placebo in reduction from baseline in the number of full panic attacks was approximately 2 panic attacks per week in both studies. Study 3 was a 12-week fixed-dose study, including sertraline doses of 50, 100, and 200 mg/day. Patients receiving sertraline experienced a significantly greater reduction in panic attack frequency than patients receiving placebo. Study 3 was not readily interpretable regarding a dose response relationship for effectiveness. Subgroup analyses did not indicate that there were any differences in treatment outcomes as a function of age, race, or gender. In a longer-term study, patients meeting DSM-III-R criteria for Panic Disorder who had responded during a 52-week open trial on sertraline 50-200 mg/day (n=183) were randomized to continuation of sertraline or to substitution of placebo for up to 28 weeks of observation for discontinuation due to relapse or insufficient clinical response. Response during the open phase was defined as a CGI-I score of 1(very much improved) or 2 (much improved). Relapse during the double-blind phase was defined as the following conditions being met on three consecutive visits: (1) CGI-I ≥ 3; (2) meets DSM-III-R criteria for Panic Disorder; (3) number of panic attacks greater than at baseline. Insufficient clinical response indicated a worsening of the patient's condition that resulted in study discontinuation, as assessed by the investigator. Patients receiving continued sertraline treatment experienced a significantly lower rate of discontinuation due to relapse or insufficient clinical response over the subsequent 28 weeks compared to those receiving placebo. This pattern was demonstrated in male and female subjects. Posttraumatic Stress Disorder (PTSD) The effectiveness of sertraline in the treatment of PTSD was established in two multicenter placebo-controlled studies (Studies 1 to 2) of adult outpatients who met DSM-III-R criteria for PTSD. The mean duration of PTSD for these patients was 12 years (Studies 1 and 2 combined) and 44% of patients (169 of the 385 patients treated) had secondary depressive disorder. Studies 1 and 2 were 12-week flexible dose studies. sertraline was initiated at 25 mg/day for the first week, and patients were then dosed in the range of 50 to 200 mg/day on the basis of clinical response and toleration. The mean sertraline dose for completers was 146 mg/day and 151 mg/day, respectively for Studies 1 and 2. Study outcome was assessed by the Clinician-Administered PTSD Scale Part 2 (CAPS) which is a multi-item instrument that measures the three PTSD diagnostic symptom clusters of reexperiencing/intrusion, avoidance/numbing, and hyperarousal as well as the patient-rated Impact of Event Scale (IES) which measures intrusion and avoidance symptoms. Sertraline was shown to be significantly more effective than placebo on change from baseline to endpoint on the CAPS, IES and on the Clinical Global Impressions (CGI) Severity of Illness and Global Improvement scores. In two additional placebo-controlled PTSD trials, the difference in response to treatment between patients receiving sertraline and patients receiving placebo was not statistically significant. One of these additional studies was conducted in patients similar to those recruited for Studies 1 and 2, while the second additional study was conducted in predominantly male veterans. As PTSD is a more common disorder in women than men, the majority (76%) of patients in these trials were women (152 and 139 women on sertraline and placebo versus 39 and 55 men on sertraline and placebo; Studies 1 and 2 combined). Post hoc exploratory analyses revealed a significant difference between sertraline and placebo on the CAPS, IES and CGI in women, regardless of baseline diagnosis of comorbid major depressive disorder, but essentially no effect in the relatively smaller number of men in these studies. The clinical significance of this apparent gender interaction is unknown at this time. There was insufficient information to determine the effect of race or age on outcome. In a longer-term study, patients meeting DSM-III-R criteria for PTSD who had responded during a 24-week open trial on sertraline 50-200 mg/day (n=96) were randomized to continuation of sertraline or to substitution of placebo for up to 28 weeks of observation for relapse. Response during the open phase was defined as a CGI-I of 1 (very much improved) or 2 (much improved), and a decrease in the CAPS-2 score of > 30% compared to baseline. Relapse during the double- blind phase was defined as the following conditions being met on two consecutive visits: (1) CGI-I ≥ 3; (2) CAPS-2 score increased by ≥ 30% and by ≥ 15 points relative to baseline; and (3) worsening of the patient's condition in the investigator's judgment. Patients receiving continued sertraline treatment experienced significantly lower relapse rates over the subsequent 28 weeks compared to those receiving placebo. This pattern was demonstrated in male and female subjects. Premenstrual Dysphoric Disorder (PMDD) The effectiveness of sertraline for the treatment of PMDD was established in two double-blind, parallel group, placebo-controlled flexible dose trials (Studies 1 and 2) conducted over 3 menstrual cycles. Patients in Study 1 met DSM-III-R criteria for Late Luteal Phase Dysphoric Disorder (LLPDD), the clinical entity now referred to as Premenstrual Dysphoric Disorder (PMDD) in DSM-IV. Patients in Study 2 met DSM-IV criteria for PMDD. Study 1 utilized daily dosing throughout the study, while Study 2 utilized luteal phase dosing for the 2 weeks prior to the onset of menses. The mean duration of PMDD symptoms for these patients was approximately 10.5 years in both studies. Patients on oral contraceptives were excluded from these trials; therefore, the efficacy of sertraline in combination with oral contraceptives for the treatment of PMDD is unknown. Efficacy was assessed with the Daily Record of Severity of Problems (DRSP), a patient-rated instrument that mirrors the diagnostic criteria for PMDD as identified in the DSM-IV, and includes assessments for mood, physical symptoms, and other symptoms. Other efficacy assessments included the Hamilton Depression Rating Scale (HAMD-17), and the Clinical Global Impression Severity of Illness (CGI-S) and Improvement (CGI-I) scores. In Study 1, involving n=251 randomized patients; sertraline treatment was initiated at 50 mg/day and administered daily throughout the menstrual cycle. In subsequent cycles, patients were dosed in the range of 50 to 150 mg/day on the basis of clinical response and toleration. The mean dose for completers was 102 mg/day. Sertraline administered daily throughout the menstrual cycle was significantly more effective than placebo on change from baseline to endpoint on the DRSP total score, the HAMD-17 total score, and the CGI-S score, as well as the CGI-I score at endpoint. In Study 2, involving n=281 randomized patients, sertraline treatment was initiated at 50 mg/day in the late luteal phase (last 2 weeks) of each menstrual cycle and then discontinued at the onset of menses. In subsequent cycles, patients were dosed in the range of 50 to 100 mg/day in the luteal phase of each cycle, on the basis of clinical response and toleration. Patients who were titrated to 100 mg/day received 50 mg/day for the first 3 days of the cycle, then 100 mg/day for the remainder of the cycle. The mean sertraline dose for completers was 74 mg/day. Sertraline administered in the late luteal phase of the menstrual cycle was significantly more effective than placebo on change from baseline to endpoint on the DRSP total score and the CGI-S score, as well as the CGI-I score at endpoint. There was insufficient information to determine the effect of race or age on outcome in these studies. Social Anxiety Disorder The effectiveness of sertraline in the treatment of social anxiety disorder (also known as social phobia) was established in two multicenter placebo-controlled studies (Study 1 and 2) of adult outpatients who met DSM-IV criteria for social anxiety disorder. Study 1 was a 12-week, multicenter, flexible dose study comparing sertraline (50 to 200 mg/day) to placebo, in which sertraline was initiated at 25 mg/day for the first week. Study outcome was assessed by (a) the Liebowitz Social Anxiety Scale (LSAS), a 24-item clinician administered instrument that measures fear, anxiety and avoidance of social and performance situations, and by (b) the proportion of responders as defined by the Clinical Global Impression of Improvement (CGI-I) criterion of CGI-I ≤ 2 (very much or much improved). Sertraline was statistically significantly more effective than placebo as measured by the LSAS and the percentage of responders. Study 2 was a 20-week, multicenter, flexible dose study that compared sertraline (50 to 200 mg/day) to placebo. Study outcome was assessed by the (a) Duke Brief Social Phobia Scale (BSPS), a multi-item clinician-rated instrument that measures fear, avoidance and physiologic response to social or performance situations, (b) the Marks Fear Questionnaire Social Phobia Subscale (FQ-SPS), a 5-item patient-rated instrument that measures change in the severity of phobic avoidance and distress, and (c) the CGI-I responder criterion of ≤ 2. sertraline was shown to be statistically significantly more effective than placebo as measured by the BSPS total score and fear, avoidance and physiologic factor scores, as well as the FQ-SPS total score, and to have significantly more responders than placebo as defined by the CGI-I. Subgroup analyses did not suggest differences in treatment outcome on the basis of gender. There was insufficient information to determine the effect of race or age on outcome. In a longer-term study, patients meeting DSM-IV criteria for social anxiety disorder who had responded while assigned to sertraline (CGI-I of 1 or 2) during a 20-week placebo-controlled trial on sertraline 50 to 200 mg/day were randomized to continuation of sertraline or to substitution of placebo for up to 24 weeks of observation for relapse. Relapse was defined as ≥ 2 point increase in the Clinical Global Impression - Severity of Illness (CGI-S) score compared to baseline or study discontinuation due to lack of efficacy. Patients receiving sertraline continuation treatment experienced a statistically significantly lower relapse rate over this 24-week study than patients randomized to placebo substitution.

فارماکودینامیک

The mechanism of action of sertraline is presumed to be linked to its inhibition of CNS neuronal uptake of serotonin (5HT). Studies at clinically relevant doses in man have demonstrated that sertraline blocks the uptake of serotonin into human platelets. In vitro studies in animals also suggest that sertraline is a potent and selective inhibitor of neuronal serotonin reuptake and has only very weak effects on norepinephrine and dopamine neuronal reuptake. In vitro studies have shown that sertraline has no significant affinity for adrenergic (alpha 1 , alpha 2 , beta), cholinergic, GABA, dopaminergic, histaminergic, serotonergic (5HT 1A , 5HT 1B , 5HT 2 ), or benzodiazepine receptors; antagonism of such receptors has been hypothesized to be associated with various anticholinergic, sedative, and cardiovascular effects for other psychotropic drugs. The chronic administration of sertraline was found in animals to down regulate brain norepinephrine receptors, as has been observed with other drugs effective in the treatment of major depressive disorder. Sertraline does not inhibit monoamine oxidase.

فارماکوکینتیک

Systemic Bioavailability In man, following oral once-daily dosing over the range of 50 to 200 mg for 14 days, mean peak plasma concentrations (C max ) of sertraline occurred between 4.5 to 8.4 hours post-dosing. The average terminal elimination half-life of plasma sertraline is about 26 hours. Based on this pharmacokinetic parameter, steady-state sertraline plasma levels should be achieved after approximately one week of once-daily dosing. Linear dose-proportional pharmacokinetics were demonstrated in a single dose study in which the C max and area under the plasma concentration time curve (AUC) of sertraline were proportional to dose over a range of 50 to 200 mg. Consistent with the terminal elimination half-life, there is an approximately two-fold accumulation, compared to a single dose, of sertraline with repeated dosing over a 50 to 200 mg dose range. The single dose bioavailability of sertraline tablets is approximately equal to an equivalent dose of solution. In a relative bioavailability study comparing the pharmacokinetics of 100 mg sertraline as the oral solution to a 100 mg sertraline tablet in 16 healthy adults, the solution to tablet ratio of geometric mean AUC and C max values were 114.8% and 120.6%, respectively. 90% confidence intervals (CI) were within the range of 80 to 125% with the exception of the upper 90% CI limit for C max which was 126.5%. The effects of food on the bioavailability of the sertraline tablet was studied in subjects administered a single dose with and without food. For the tablet, AUC was slightly increased when drug was administered with food but the C max was 25% greater, while the time to reach peak plasma concentration (T max ) decreased from 8 hours post-dosing to 5.5 hours.

اطلاعات برای بیماران

Prescribers or other health professionals should inform patients, their families, and their caregivers about the benefits and risks associated with treatment with sertraline and should counsel them in its appropriate use. A patient Medication Guide about "Antidepressant Medicines, Depression and other Serious Mental Illness, and Suicidal Thoughts or Actions: is available for sertraline. The prescriber or health professional should instruct patients, their families, and their caregivers to read the Medication Guide and should assist them in understanding its contents. Patients should be given the opportunity to discuss the contents of the Medication Guide and to obtain answers to any questions they may have. The complete text of the Medication Guide is reprinted at the end of this document. Patients should be advised of the following issues and asked to alert their prescriber if these occur while taking sertraline.